شدت آتش به حدی است که امکان امداد رسانی نیست (پلاسکو)

شدت آتش به حدی است که امکان امداد رسانی نیست(پلاسکو)

شدت انفجار به حدی است که امکان امداد رسانی نیست(معدن یورت)

شدت فساد به حدی است که زور کسی نمی رسد( اختلاس های نجومی)

شدت نادانی به حدی است که خودشان در بازداشتگاه ناگهان پی به خطایای خود برده دست به خودکشی می زنند(اعتراضات دی ماه)

دمای آتش به حدی است که امکان امداد رسانی نیست(سانچی)

دست اجنبی چنان از آستین زنان بیرون می آید که دست نشانده مطامع بیگانگان میشوند ( نه به حجاب اجباری)

شدت گرد و غبار به حدی است که کاری از دست ما بر نمی آید فقط می شود تعطیل کرد( اهواز)

شدت خیانت به حدی است که از ترس رویارویی با عواقب آن زیر نگاه خودمان خودکشی می کند(کیکاووس سید امامی)

شدت باران به حدی مهار نشدنی است که مردم در آب فرو رفته اند. آنجا می روید چکمه بلند بپوشید( سر پل ذهاب و کرمانشاه)

منطقه ی سقوط هواپیما به حدی صعب العبور است و برف شدید که امکان امداد رسانی نیست(هواپیمای تهران- یاسوج)

مردم آموخته اند این عبارات را چگونه ترجمه کنند!

@sociology_of_sport