لینک کانال https://t.me/joinchat/AAAAAEJLNLu9Gs-xukoTpA ارتباط با ادمین @ZVaezzadeh
…💠قسمت سوم:
#مارتین_هایدگر
#هستی_و_زمان
💠قسمت سوم:
مادامی که دازاین، شدن_در_جهان و شدن_با_دیگران باشد، در اینصورت، وجودیست که نمیتواند تنها، وجود داشته باشد، بنابراین ناچار است "با" "دیگران" باشد. که همین باعث میشود به موضوعی برای دیگران مبدل شود و در شمار و به یکی از اعضای گله درآید و از سُنن و رسم و رسومات پیروی کند
و از قوانین و احکام اجتماعی اطاعت نماید، که در این حالت، #دازاین نیز هرقدر که ادغام شود و هر اندازه که مخالف رسم و رسومات و سُنتها باشد، به همان اندازه نیز به وضعیت #وجود_نا_اصیل نزدیکتر میشود، که این نوع وضعیت نیز وضعیتی است که دازاین در آن میزیَد.
از صفاتِ وجودِ نااصیل نیز میتوان به وراجی، فضولی و بدفهمی اشاره کرد. وراجی به این مفهوم که مردم در زندگانی روزانهشان نیازمند آن باشند تا با یک زبان با هم صحبت کنند و بیشترِ صحبتهایشان بیمغز و بیمعنا باشد و در سطح بگومگوهای روزانه باقی بماند. حالت «وراجی» نیز دازاین را مجبور میسازد که در پیِ چیز تازهای باشد برای گفتن، به همین خاطر است که به فضولیت پناه میبرد و فضول واقع میشود و میخواهد که خبر تازهای به دست آرد، اما نه برای «کسب» دانش و معرفت، که برای وقتگذرانی و پُرکردن اوقات فراغت؛ این حالت نیز موجبات «بدفهمی» را به دنبال دارد، چرا که هرکسی میپندارد که خبر واقعی و خبر حقیقی نزد اوست، که اینگونه نیز بدفهمی شکل میگیرد. در واقع همۀ اینها نیز موجب اُفت دازاین واقع میشوند.
#وجود_اصیل :
وجود اصیل احساس میکند که وجودیست_ازبرای_مرگ، به عبارتی وجودیست که در مواجهت همیشگی با #مرگ قرار دارد. مادامی که #هستی نیز برای مرگ است، دازاین احساس میکند که وجودش، وجودی گذرا و پایانپذیر است و با تهدیدِ فنا شدگی روبروست. این آگاهیداشتن از مرگ، دازاین را مجبور میسازد که نسبت به مرزهای وجودی خود #آگاهمند باشد. بنابراین روبرو شدن با این حقیقت، و نه وازدنِ آن، یک نوع پذیرفتنِ وجودِ اصیل است. البته وجود اصیل نیز همیشه یک نوع «تردید یا دودلی» به همراه دارد که تفاوت دودلی با تردید نیز در این است که تردید عبارت است از «تردید از چیزی»، در حالیکه دودلی، «تردید از چیزی آشکارشده نیست».
با این حال مادامی که دازاین، #شدن_در_جهان و #شدن_برای_مرگ باشد، به معنایی، وجودی #زمانمند است و تاریخش نیز میان تولد و مرگ میباشد، لیکن وجودی نیست که در تاریخ باشد، بلکه وجودی تاریخیست و تاریخش نیز تنها گذشته نیست، بلکه گذشته، حال و آینده را نیز شامل میشود. به عبارتی میتوان گفت خودِ #تاریخ ، شامل دازاین است و تمامی #امکان ها و #رخداد ها نیز معنای «خاص» تاریخی خود را از پیوند با انسانها به دست میآورند. بنابراین تاریخ او، تاریخ جهان است و همچنین از همین طریق است که تاریخ و اشیا #معنا مییابند. اگرچه دازاین در «وجودِ نااصیل» میپندارد که تاریخِ او پستوی تاریخِ جهان میباشد.
نویسنده: آزاد برزنجی
ترجمه باسط مرادی
پایان
https://t.me/joinchat/AAAAAEJLNLu9Gs-xukoTpA