💠 آیا نمادهای امر مقدس چیزی غیر از امور دنیایی‏ اند یا اینکه همان امور دنیایی به نمادهای امر مقدس بدل می‏شوند؟

💠 آیا نمادهای امر مقدّس چیزی غیر از امور دنیایی‏ اند یا اینکه همان امور دنیایی به نمادهای امر مقدّس بدل می‏شوند؟

▫️ الیاده ایده در پاسخ به این سوال «دیالکتیک امر مقدّس» را مطرح می‏کند. دیالکتیک امر مقدّس از نظر الیاده، نمادهای امر مقدّس در قالب امور دنیایی پدیدار می‏شوند. از نظر او، میان امر مقدّس و دنیایی رابطه دیالکتیک برقرار است، به گونه‏ ای که هر امر دنیایی می‏تواند به نماد امر مقدّس بدل شود، در صورتی که مردم از آن آگاه شوند و یا به آن پی ببرند. در واقع، زمانی که امر دنیایی به نماد امر مقدّس بدل می‏شود از ماهیت دوگانه برخوردار می‏شود که هم خودش هست و هم چیزی غیر از خودش.

▫️اما اینکه چگونه امر دنیایی به نماد امر مقدّس بدل می‏شود، از نظر او امری تناقض ‏نما اما امکان‏پذیر هست؛ زیرا در مورد امر مقدّس عقل و قوّه استدلالی انسان درگیر نیست؛ بلکه نماد و اسطوره همواره به خیال متوسل می‏شوند و «همان‏گونه که در شخصیت، همه میل‏های متضاد با هم پیوند می‏خورند و در رؤیا و خیال، انواع حوادث غیرمنطقی اتفاق می‏افتند، در تجربه دینی نیز امور متضادی همچون مقدّس و دنیایی با هم جمع می‏شوند. خیال بر طبق ایده تضاد و تناقض، رشد می‏کند.» «تخیّل دینی، در یک کشف شهودی، اشیای معمول و دنیایی را مقدّس می‏بیند و اشیای طبیعی را فوق طبیعی.»

▫️ به دلیل آنکه الیاده نیز همانند دورکیم، پدیدارهای دینی را بر اساس تجلّی آنها در اذهان انسان‏های باستانی تحلیل می‏کند، از نظر او دنیای طبیعی و جهان فیزیکی برای اذهان باستانی «مخزن واقعی تصورات، سرنخ‏ها، علایم و تمثیل‏های معطوف به آینده است.»

▫️ جهان طبیعی با همه زشتی و زیبایی‏ها، با همه پیچیدگی و رازآلودگی، همواره دریچه‏ ای است برای کشف ابعاد مختلف جهانی که با دنیای طبیعی کاملاً تفاوت دارد. بنابراین، ابعاد مختلفی از جهان طبیعی می‏تواند الگوها و وجوه خاصی از امر مقدّس را برای ما نمادینه نماید. به همین دلیل، انسان باستانی همواره از اشیا و پدیده‏های طبیعی به عنوان نمادهای امر مقدّس و جهان فوق طبیعی استفاده می‏کنند؛ جهانی که به دلیل پیچیدگی و سرشار بودن از رمز و راز، جز از طریق نمادسازی و نمادپردازی برای ذهن انسان باستانی مکشوف و نامستور نمی‏گردد.

▫️از این‏رو، از نظر الیاده نمادگرایی بخش مهمی از ادیان جهانی را تشکیل می‏دهد و اساسا تنها به میانجی نمادگرایی است که جهان ماورایی و غیر قابل وصف و فهم پدیدارهای دینی در فرهنگ‏های باستانی و قدیمی و حتی ادیان موجود و معاصر، می‏تواند با عمیق‏ترین لایه‏ های ذهن پیروان خویش ارتباط برقرار نماید و امر دینی را از یک تجربه منحصر به فرد غیرقابل وصف به یک حیات پیچیده، رازآلود و سرشار از معانی بدل نماید.

برگرفته از مقاله الیاده و پدیدار شناسی دین، نوشته محمد اسلم جوادی

https://t.me/joinchat/AAAAAEJLNLu9Gs-xukoTpA