‍‍ 💎مدارای_اجتماعی. ✍ محمد باقر تاج الدین

‍‍ 💎مدارای_اجتماعی
✍ محمد باقر تاج الدین

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا(حافظ)

سخت گیری و تعصب خامی است تا جنینی کار خون آشامی است(مولوی)

🔺هر جامعه ای به میزان مناسبی از مدارای اجتماعی نیازمند است تا در پناه آن بتواند به سامان اجتماعی دست پیدا کند. در جوامعی که مدارای اجتماعی یافت نشود و یا میزان آن پایین باشد شاهد افزایش خشونت، درگیری، کشمکش و تضاد هستیم که سامان اجتماعی را به شدت دستخوش اختلال و بی کارکردی می کند. از سوی دیگر، در جوامعی که گروه های قومی، مذهبی، نژادی و زبانیِ گوناگون در آن زیست می کنند احتمال کم رنگ شدن مدارای اجتماعی وجود دارد، به ویژه اگر دولت ها در این جوامع بر طبل قوم مداری و گرایش های مذهبی خاصی بکوبند، یقینا زمینه را برای فرسایش مدارای اجتماعی و به تَبَعِ آن افزایش خشونت فراهم می کنند.

🔺مدارا با دیگرانی که از جنس و قوم و مذهب ما نیستند اگر چه ممکن است کمی دشوار به نظر برسد، اما حقیقت این است که نیاز فوری و پایه ای به شمار می رود و تا این اصل مهم مورد عنایت قرار نگیرد هر روز باید شاهد نزاع ها و درگیری های گوناگون بین انسان ها باشیم. حتی مدارا با کسانی که هم فکر و هم عقیده با ما نیستند نیز بسیار ضرورت دارد و یکی از مهم ترین دلایل بروز خشونت و نزاع در جامعه عدم مدارا با کسانی است که در طیف فکری و عقیدتی با یکدیگر قرار ندارند.

🔺نداشتن مدارا و سخت گیری با دیگران-والبته آسان گیری بر خود-ریشه های فردی و اجتماعی فراوانی دارد که مهم ترین این ریشه ها بدین قرارند:

۱.عدم شناخت کافی و منطقی از انسان و ویژگی های ایشان؛ این که انسان دارای چه صفات و ویژگی های عصبی-زیستی، روانی، تاریخی، فرهنگی و اجتماعی است و دارای چه محدودیت ها و فرصت هایی در زندگی فردی و اجتماعی خویش است که همه این ها می تواند در کاهش یا افزایش مدارای اجتماعی تأثیر داشته باشند و هر کدام از این عوامل در جای خود در خور بررسی های جدی و اساسی هستند.

۲.عدم شناخت کافی از جامعه و شرایط فرهنگی و اجتماعی ای که انسان در آن زیست می کند؛ این موضوع بسیار اهمیت دارد که هر انسانی درون یک بافت و ساختار اجتماعی و فرهنگی خاصی زیست می کند و از این منظر از زیست جهان خاصی هم برخوردار است که ضمن داشتن نقاط اشتراک با سایر زیست جهان ها نقاط افتراق فراوانی هم دارد. همچنین در هر بافت و ساخت اجتماعی و فرهنگی انواع متکثری از عناصر و اجزای فکری، قومی، دینی، زبانی، نژادی جریان دارد که می توانند به نوعی در شکل گیری شخصیت و هویت هر فرد تأثیر گذار باشند و این امر تا حدودی نسبی و غیر مطلق هستند که اگر مطلق پنداشته شوند زمینه های شکل گیری خشونت و عدم مدارا را فراهم می سازند.

۳. بی توجهی به امور تاریخی و فراتاریخی؛ توجه به این اصل مهم ضروری است که انسان موجودی تاریخی است و درون افق تاریخی خاصی رشد کرده و بالیده و این که هیچ انسانی را نمی توان بیرون از سنت تاریخی تصور کرد. البته این به معنای ماندن در چارچوب تنگ و تاریک تاریخ نیست و آدمی در عین حال که در قالب تاریخی رشد می کند اما در عین حال بر حسب قدرت استعلایی می تواند نوعی فرارَروی هم داشته باشد و با بسیاری از حوادث و رویدادهای تاریخی ارتباط برقرار کند. اگر بپذیریم که انسان موجودی تاریخی است آن گاه در می یابیم که بسیاری از دانسته های انسانی هم موجودیت تاریخی دارند و بر این اساس دیگر آنها را فراتاریخی تلقی نمی کنیم و در نتیجه با رفتاری روادارانه با داشته های دیگران که مربوط به تاریخ خودشان است، برخورد می کنیم.

۴.عدم پذیرش تکثر در باورها، ارزشها و هنجارها؛ هر انسانی باید بیاموزد که باورها، ارزش ها و هنجارهای مربوط به فرهنگ و جامعه او لزوما اموری مطلق، فراتاریخی و جهان شمول نیستند و اگر این گونه باشد انسان های هر فرهنگی هم باید این گونه بیاندیشند و بر اساسا آن رفتار کنند و در آن صورت دور از انتظار نیست که به گفته حافظ عزیز« جنگ هفتاد و دو ملتی» راه بیافتد که بنیان هستی آدمیان را از ریشه براندازد و « چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من». باورها، ارزش ها و هنجارهای هر فرهنگ و جامعه ای ارزشمند و قابل احترام است و باید که از سوی همگان به رسمیت شناخته شوند و البته بر حسب نیاز و با رعایت همه موازین انسانی و اخلاقی مورد نقادی و بررسی هم قرار بگیرند.
لازم است تأکید شود همه این مواردی که گفته شد زمینه را برای جاری و ساری شدن اصل مدارا در جامعه مهیا نموده و مهم تر این که زمینه را برای داشتن یک جامعه عاری از خشونت، نزاع، درگیری، جنگ، توهین، نفرت، کینه و انزجار فراهم ساخته و در نهایت داشتن جامعه ای سالم، آزاد، برابر و امید بخش را نوید می دهد.
@Kholghiat_e_Iranian
https://t.me/joinchat/AAAAAEJLNLu9Gs-xukoTpA