💎 آیا مکالمۀ‌های رودررو اصیل و رسانه‌های اجتماعی مصنوعی هستند؟

💎 آیا مکالمۀ های رودررو اصیل و رسانه‌های اجتماعی مصنوعی هستند؟

🔺 امروزه، بیش از رسانه‌های اجتماعی، مکالمۀ رودررو شخصیت‌هایمان را تحریف می‌کند.

🔺قسمت دوم

▫️عجیب نیست که جوان ها سلفی های زشت خود را در اسنپ شات برای دوستان نزدیک می فرستند و غروب های دل انگیز را برای مخاطبان بیشتر خود در اینستا گرام نگه می‌دارند. صحبت با گروه بزرگی از افراد ما را تحریک می‌کند که خود را به بهترین شکل ممکن عرضه کنیم.

▫️در فیس‌بوک و توئیتر، گروه بزرگ مخاطبان شامل حلقه‌های هم‌مرکزی از صمیمیت است، از دوستان نزدیک گرفته تا همکاران دور یا افرادی که اصلاً نمی‌شناسیم اما به هر حال نگران قضاوتشان دربارۀ خود هستیم. اینترنت، به شکلی که در حالت آفلاین امکان‌پذیر نیست، از ما می‌خواهد به پیش‌داوری غریبه‌ها پاسخ بدهیم. صرف اطلاع از اینکه کسی ما را می‌بیند گفتارمان را عوض می‌کند.

▫️بررسی زنان در دانشکده‌های بازرگانی تراز اول نشان داد آن‌هایی که فکر می‌کردند هم‌کلاسی‌هایشان می‌توانند پاسخ‌هایشان را ببینند، نسبت به کسانی که چنین فکر نمی‌کردند، ۱۸۰۰۰ دلار حقوق کمتر می‌خواستند و ساعات کاری کمتری را ترجیح می‌دادند. وقتی مردم فکر می‌کنند کسی دارد آن‌ها را نگاه می‌کند، شخصیت خود را طوری اصلاح می‌کنند که با انتظارات جمع - در این مورد، با استلزامات تأسف‌بار جنسی-تطابق داشته باشد. رسانه‌های اجتماعی مانند براندازکننده‌ای دائمی هستند و کاربران در آن‌ها رفتار خود را به گونه‌ای تنظیم می‌کنند که با شبکۀ محلی‌شان هماهنگ باشد. در نتیجه، فرهنگِ ازخودمتشکرِ توئیتر کاربران جدید را اغوا می‌کند که ازخودمتشکرتر باشند در حالیکه اشباع اینستاگرام با عکس‌های غروب افراد را تشویق می‌کند زندگی خود را طوری مستند کنند که گویی فیلم است.

▫️این تنها اندازۀ مخاطبان نیست که شکاف ارتباطی را بزرگ می‌کند. زمان هم دخیل است. [در گفت‌وگوی] چهره به چهره، افراد بیش از دو میلی‌ثانیه مکث نمی‌کنند و نوبت صحبت بین آن‌ها عوض می‌شود. در مقابل، در ارتباطات کتبی، از نامه‌های مرکبی گرفته تا اسنپ، افراد فرصت دارند پیام‌های خود را اصلاح کنند و بهبود ببخشند. مکالمه به ارائه تبدیل می‌شود. اشتیاق به کسب هر چه بیشتر لایک و ریتوئیت و دیگر معیارهای کمّیِ شهرت بر میل به فهمیده شدن از سوی طرف مقابل- توضیح بیشتر حرف خود در صورت نیاز- سایه می‌اندازد.

▫️اینگونه است که رسانه‌های اجتماعی شخصیت‌های ما را از پوشش بیرون می‌آورند. تحت نظر بودن باعث می‌شود نسبت به مخاطبانمان آگاه باشیم؛ گویا اجرا برای افراد بیشتر ما را وادار به اغراق می‌کند؛ زمان اظهار نظر امکان می‌دهد خود را ویرایش کنیم. شاید این‌طور نیست که فیس‌بوک و مانند آن ما را به افرادی خودشیفته تبدیل می‌کنند، بلکه این گونه است که ما را به انتشار تشویق می‌کنند و انتشار معمولاً خودشیفته‌وار است.

▫️این صحنه‌های جدید عناصری پنهان در طبیعت انسان را آشکار می‌کنند که تا کنون خفته مانده بودند. گاهی این هویت‌های نوظهور زیبا هستند. درون‌گراهای افراطی یا افرادی با اضطراب اجتماعی شاید پشت تلفن یا رایانه با ذکاوت زبان‌آوری خود بدرخشند. کمی زمان و تنهایی داشتن برای فکر کردن به اعتقاداتشان به این افراد کمک می‌کند موثرتر ارتباط بگیرند.

▫️رسانه‌های اجتماعی گونه‌ای را که به خلوت عادت داشت به اجراکننده تبدیل کرده است. اما این اجراها لزوماً دروغی نیستند. شخصیت همانی است که در جلوی دیگران هستیم. اینترنت، که شخصیت‌های انعطاف‌پذیر ما را به گروه‌های بزرگ‌تر و متنوع‌تری از افراد نمایش می‌دهد، مرزهای بالاتر و پایین‌تر ظرفیت ما برای دلسوزی و بی‌رحمی، اضطراب و اعتماد را آشکار می‌کند.

▫️دوباره به دوستی می‌اندیشم که می‌گفت انگار در حالت آنلاین و در زندگی واقعی دو آدم متفاوت هستم. واقعاً برایم عجیب بود. همیشه فکر می‌کردم مهار تصویری را که به مخاطبان جدید عرضه می‌کنم در دست دارم. اما شاید حقیقت کاملاً عکس این باشد. مخاطب ما هویت ماست.
@tarjomaanweb
https://t.me/joinchat/AAAAAEJLNLu9Gs-xukoTpA