یادداشت های تحلیلی پیرامون جامعه و سیاست در ایران @mehran_solati : ارتباط با نویسنده
سلام و ارادت جناب صولتی.. ملاحظات شما در مورد «تمدن سازی» تماما بجاست
سلام و ارادت جناب صولتی
ملاحظات شما در مورد "تمدن سازی" تماماً بجاست
ولی به نظرم توقف و تاکید بر همان بند اولی که ذکر کردید کفایت می کند (تمدن ها یک پدیده پسینی هستند، به این معنا که ابتدا خلق شده و سپس به این عنوان نامیده می شوند. به عبارت دیگر تلاشی آگاهانه برای ایجاد آنها وجود نداشت بلکه تمهید مجموعه ای از شرایط مناسب به چنین نتیجه ای منجر شد)، زیرا:
قائلان و طرفداران رویکرد تمدن سازی بر اساس یک فرض اثبات نشده و نادرست "تمدن" را به منزله یک "پروژه" تلقی کرده و به دنبال طراحی این پروژه و اجرای موفق آن هستند. در حالی که (به قول معروف) "هذا اولُ الکلام". ابتدا باید به کمک شواهد و قرائن تجربی و تاریخی این فرض را مدلل کرد و سپس سراغ فروع آن رفت.
البته نسبت به مدلولات سیاسی ترویج این رویکرد در جامعه (که در بندهای بعدی یادداشت تان به آنها اشاره کرده اید) بی توجه نیستم، ... ولی به نظرم در مقام احتجاج ابتدا باید "مبنای بحث" و "نقطه عزیمتِ" استدلال طرف مقابل را محک زد و میزان استحکام آن را سنجید و سپس وارد بحث در وجوه فرعی موضوع شد.
به تعبیر دیگر اگر در همین ایستگاه اولِ بحث، مشخص شود که "پروژه انگاریِ" تمدن، فرضی نادرست است (چون تمدن ... به اعتباری ... فرآوردۀ ناخواستۀ کنش های عامدانۀ تعداد بیشماری از کنشگران است که در "پروسه" ای طبیعی و تاریخی پدید می آید)، اساساً تلاش برای "تمدن سازی" کوششی عبث و نافرجام تلقی خواهد شد و به قول حضرت حافظ از مصادیق جنباندنِ "حلقۀ اقبالِ ناممکن". در واقع اگر مبنای محکمی برای استدلال در میان نباشد، چه لزومی دارد که درگیر بحث در باره فروع و شاخه های آن شویم؟ ادامه بحث با مدعیان "تمدن سازی" بدون تحکیم فرض بنیادین این رویکرد، مثلِ (به قول مولوی) تلاش برای باز کردن گره هایی است که بر کیسه ای خالی زده شده اند:
در گُشادِ عقدهها گشتی تو پیر / عقدهٔ چندِ دگر بگشاده گیر
عقده را بگشاده گیر ای منتهی / عقدهٔ سخت است بر کیسهٔ تهی
پایدار باشید