🔹 زمان برای یک «تصمیم بزرگ» فرا رسیده است!.. ✍ مهران صولتی

🔹 زمان برای یک " تصمیم بزرگ " فرا رسیده است !

✍ مهران صولتی

🌱دولت و جامعه در ایران یک تناقض بزرگ را شکل داده اند . از همان بدو پیدایش و در دوره رضا شاه ، روشنفکران با جدیت از دولت می خواستند تا به زندگی آنها شکل دهد و نارسایی های آن را برطرف کند : اینکه یکپارچگی ملی را به ارمغان آورد ، خرافات را از میان ببرد ، برای زنان آزادی بیاورد و ملت را به دروازه های تجدد برساند . البته دولت هم این کارها را کرد و مرزهای خود را حتی تا تنظیم روابط اجتماعی گسترش داد ، ولی مشکل آنجا بود که دیگر هرگز به محدوده سابق خود بازنگشت . اعتراضات جامعه هم به جایی نرسید . با ورود نفت به سفره مردم ، نقش مداخله گر دولت بیش از پیش افزایش یافت . مردم عملا به عائله دولت تبدیل شده و انتظار داشتند که دولت معیشت آنها را تامین کند . تعداد کارمندان دولت رو به فزونی نهاد و دولت نفتی روز به روز بزرگ تر شد . با بزرگ شدن دولت انتظار شهروندان نیز از آن افزایش یافت ؛ از عمران و توسعه گرفته تا تعلیم و تربیت و احیای شعائر دینی ، حالا همه تحقق آرمان های خود را از دولت می خواستند .درآمد نفت هم را مخمور کرده بود! حالا بدون زحمت و پرداخت مالیات می توانستندحقوق خوبی داشته باشند . از این به بعد جامعه و دولت در یک توافق نانوشته ( شیفتگی و نفرت توامان !) به اینجا رسیدند که دولت تکفل همه امور جامعه را برعهده گیرد. اما اینک با گذشت حدود یکصد سال به پایان دوره ماه عسل نزدیک می شویم . دولت در انجام وظایف اصلی خود ناکارآمد ودر عوض در امور مربوط به جامعه به شدت مداخله گر شده است . دولتی که به دلیل فساد سیستمی و کاهش بهره وری از انجام امور ذاتی خود همچون رفاه و امنیت بازمانده و هر روز منابع بیشتری را می بلعد . حدود ۸.۵ میلیون حقوق بگیر دولت را از نفس انداخته و حجم بالای آسیب های اجتماعی جامعه را تا مرز فروپاشی پیش برده است. در چنین اوضاعی و در همه جای دنیا معمولا سازمان های مردم نهاد( NGO ها) می کوشند تا با ایجاد حساسیت عمومی و بسیج مردمی بخشی از این آسیب ها را کاهش دهند . اقداماتی که بسیار موثر بوده و حتی برخی دولت به این نهادها برای ادامه فعالیت های شان یارانه هم پرداخت می کنند.اما در ایران دولت نه تنها به این مجموعه ها کمکی نمی کند بلکه با نگرشی امنیتی سعی در خسته و فرسوده کردن آنها دارد ( آنها را به چشم مزاحم می نگرد ! ).اقدامی که هرچند ممکن است دولت را به طور موقت از زحمت پاسخگویی رهایی بخشد ولی در دراز مدت حکم نوعی انتحار سیاسی / اجتماعی را دارد.اکنون دولت در آستانه یک تصمیم بزرگ ایستاده است ! اینکه با عقب نشستن از عرصه جامعه ، از کنترل جامعه کاسته و تنظیم بهینه امور در حوزه هایی همچون خشونت های اجتماعی ، اعتیاد ، محیط زیست ، سبک زندگی و ... را به NGO ها بسپارد ، یا اینکه همچنان با پای فشردن بر مهندسی اجتماعی از منطق سلطه در برخورد با جامعه استفاده کند. اگر فقط اندکی از مشارکت ایرانیان در شبکه های اجتماعی به فضای واقعی جامعه منتقل شود( مسیر مشارکت هموار شود ) ، می توان به کاهش بخش عمده ای از نارسایی ها و آسیب های اجتماعی امیدوار بود، در غیر این صورت افق آینده بسیار تیره و تار خواهد بود...

Telegram.me/solati_mehran