🔹🔷 در خیابان! 🔹🔷.. مهران صولتی

🔹🔷 در #ستایش خیابان! 🔹🔷

@solati_mehran

✍ مهران صولتی

🌱 از میدان صاحب الزمان که به طرف پایین سرازیر شدم چشمم به تدارک ساخت یک بنای بلند بجای ستاد جوانان روحانی در انتخابات امسال افتاد. دلم گرفت! باز هم قرار است ساختمانی بلند بجای کانون یک اجتماع عمومی بنشیند و فرصتی دیگر برای باهم بودن را از ما سبزواری ها دریغ کند. امسال خیابان کاشفی شمالی کانون نشاط انتخاباتی اصلاح طلبان و اصولگرایان بود. میتینگ هایی شکوهمند و خاطره انگیز در دل شبهای اردیبهشتی انتخابات برپا، و همگان را به وداع با خلوت ملال آور خانه ها فرا می خواند. ایام #انتخابات زمان پررنگ شدن دغدغه های اجتماعی و کم رنگ شدن خواست های فردی است و از همین رو شهروندان فارغ از همه قید و بندهای دست و پاگیر در کنار هم قرار می گیرند تا اعتلای میهن را فراتر از مرزبندی های مرسوم فریاد کنند. ولی واقعیت این است که در ایران امروز، مجال و فرصت با هم بودن صرفا به زمان انتخابات منحصر شده و در سایر ایام سال شهروندان در پی تحقق خواست های شخصی و خانوادگی خود هستند. آغشتگی خطرناک زندگی جمعی ایرانیان به مولفه های پررنگ فرهنگ سرمایه داری از جمله رقابت شدید در کسب پول، مدرک و سایر موفقیت های فردی، ما را از گفتگو با یکدیگر بر سر آرمانی به نام " زیست غنی و لذت بخش شهری" بازداشته است! به رغم وجوه ضدسرمایه داری انقلاب ۵۷ که خیابان را به عرصه ای از حضور جمعی ایران برای نیل به شعارهای سه گانه استقلال، آزادی و پیشرفت معنوی تبدیل کرده بود، رفته رفته و به آرامی در آغوش ترجیح منافع فردی و تبدیل خیابان به خانه فرورفتیم و متوجه نشدیم. فضاهای عمومی همچون خیابان که می توانست مکانی برای مواجهه چهره به چهره ما بایکدیگر باشد تحلیل رفت و جای خود را به پاساژها و مگامال ها سپرد. آنجایی که بجای دیدن، سلام و علیک و احیانا گپ و گفتی کوتاه با یکدیگر، باید زمان را با گذشتن از مقابل ویترین فروشگاه ها و بوتیک ها سپری می کردیم. مکان ها تاثیری مستقیم بر رفتار شهروندان دارند. شهر فضایی خنثی نیست بلکه نشانی از حضور قدرت در زیست جمعی ما تلقی می شود. در روزگاری که سرمایه داری می کوشد تا حتی خواب و بیداری ما در جهت افزایش بهره وری و ارزش افزوده مدیریت کند، پرواضح است که جدایی و تمایز فضاهای شهری چنین خواستی را برآورده می کنند. مکان های عمومی شهری مانند باغ ملی که یادآور اجتماعات پرشور و بحث های داغ سیاسی فرهنگیان در ابتدای انقلاب بود، اگر چه به فرصتی برای همنشینی بازنشستگان عزیز تبدیل شده ولی همچنان با آرمان حوزه عمومی شهروندان فاصله بسیار دارد. روح یک شهر منوط به زنده بودن سیاست در آن است. سیاستی که از مشارکت داوطلبانه شهروندان در تدبیر و مدیریت شهر خود سیراب می شود. احیای چنین سیاستی پیش از هر چیز وابسته به ایجاد مکان هایی برای مواجهه چهره به چهره شهروندانی است که می دانند به فراموشی سپردن سیاست به معنای از یاد رفتن تعهد و مسئولیت های خویش در قبال دیگران است. تعهدی که می کوشد تا زندگی را از چاردیواری خانه ها فراتر برده و از مصالحی رفیع تر از منافع شخصی و خانوادگی سراغ گیرد. از همین رو شورای شهر به مثابه پارلمانی که می کوشد از تنگناهای مدیریت شهرداری خارج شده و افقی به وسعت یک شهر را مدنظر قرار دهد بایستی درباره شکل گیری فضاهایی برای هم نشینی و هم اندیشی شهروندان درباره شیوه های کارآمدتر مدیریت شهری اندیشه کند. فقدان چنین فضاهایی، #خیابان را به پاساژ و گفتگو را به خشونت تقلیل می دهد. شهروندانی که تجربه گفتگو با یکدیگر را بر سر مسائلی از قبیل کیفیت زیست جمعی و شهری ندارند لاجرم زیر آوار شهرنشینی بی قاعده و بیگانه کننده، از هویت انسانی خود تهی و با اندک مواجهه چهره به چهره ای، گریبان یکدیگر را از سر خشم و استیصال چاک می دهند. در فضایی سرشار از بیگانگی و بی اعتمادی، آنچه مجالی برای طرح و رشد نمی یابد همانا پرداختن به تکالیف شهروندی برای بهبود زیست شهری است.

🔹تکمله: در روزگاری که از آرمان مشارکت تمام عیار در خلق انقلاب ۵۷، به مشارکتی کم رمق در ایام انتخابات رسیده ایم و با انبوهی از آسیب های اجتماعی و کاستی های مدیریت شهری مواجهیم، تقویت راه های باهم بودن و از هم گفتن در خیابان راهی برای خروج از وضعیت ناامیدکننده کنونی محسوب می شود. اگر زمانی شلوغی خیابان را با هدف دستیابی به آرامش، با خلوت خانه ها معاوضه کردیم، امروزه حتی با وجود گسترش شبکه های اجتماعی و مجازی، خود را به ارتباط گرم و زنده در خیابان نیازمندتر می یابیم!

Telegram.me/solati_mehran