🔹 من اتهام می‌زنم! پس هستم! 🔹

🔹 من اتهام می زنم ! پس هستم ! 🔹
در حاشیه اتهام زنی های نادر قاضی پور ؛ نماینده ارومیه

🌱 سخنان نادر قاضی پور نه عجیب بود ، نه بدیع ، فقط چون فاش شد و بسیار صریح بود واکنش های فراوانی را موجب شد. بدشانسی قاضی پور هم این بود که رسوایی اش پس از پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس رخ داد تا همه تصور کنیم با یک اعتراض یا کمپین می توانیم به یک پیروزی فرهنگی هم دست یابیم ، ولی واقعیت این است که قاضی پور فقط بخشی از ناخودآگاه جمعی ما را بازتاب داد . جوک های قومیتی ، ناسزاهای جنسیتی ، اتهامات جنسی ، تقلیل مرد به جنس مذکر ، تخفیف زن به جنس مونث ،تقدیس خشونت با مارک دلربای غیرت ، تمجید از قانون شکنی با عنوان مردانگی و ... فقط و فقط گوشه ای از انحطاط فراگیری است که مردمان این سرزمین کهن با آن دست وپنجه نرم می کنند، بگذریم از این که همین تاریخ پرافتخار هم گاهی دستمایه تحقیر همسایگان مان را فراهم آورده است .ما همان هایی هستیم که برایش کف زدیم ! سوت کشیدیم ! هلهله کردیم ! و فرصت بیشتر و انرژی افزون تری به قاضی پور بخشیدیم تا "بودنش" را با" اتهام زدن" هر چه بیشتر اثبات کند .از این دست تجربه ها در زندگی روزمره ما فراوان به چشم می خورد اما چون یواشکی است درز نمی کند ، ولی قاضی پور فراموش کرده بود که در روزگاری که موبایل و تلگرام در همه جا حاضر و ناظر است نباید با صدای بلند فکر کرد !حالا هم این رسوایی با یک معذرت خواهی یا نهایتا رد یک اعتبارنامه به پایان می رسد و بعد از آن تازه ما می مانیم که باید برای رد اعتبار اخلاقی یک جامعه چاره ای بیندیشیم . پیروزی سیاسی به معنای پیروزی فرهنگی نیست . از مسیر انتخابات هم نمی گذرد . فقط باید یادمان باشد که دغدغه های فرهنگی مان در کشاکش رقابت های سیاسی فراموش نشود . جامعه ایران به جد نیازمند اندیشیدن به انحطاطی است که گریبان گیر آن شده است .

Telegram.me/solati_mehran