دست مریزاد جناب صولتی.. مثل همیشه از یادداشت نکته سنجانه تان استفاده کردم

دست مریزاد جناب صولتی

مثل همیشه از یادداشت نکته سنجانه تان استفاده کردم

دو نکته تکمیلی به نظرم می رسد:

یک - شما در بیان علل ناتوانی حکومت در تولید شادکامی، به "جدالهایی حل ناشده" در جامعه ایران اشاره کرده اید (مثل جدال میان شرع و عرف، امت و ملت، اسلام و غرب، انتصاب و انتخاب)
البته می توان مصادیق بیشتری نیز به این فهرست افزود (مثل جدال شهروند و رعیت، توسعه و تعالی، حقوق الهی یا طبیعی، ....)
اما از زاویه ای دیگر همۀ این جدالها را می توان جلوه هایی دانست از امری بنیادی تر که عبارتست از وضعیت خاص فرهنگی ما که در آن (به تعبیر دکتر سروش) سه فرهنگ ایرانی و اسلامی و غربی در حال داد و ستد یا کشمکش با هم هستند و هنوز وضعیت پایداری نرسیده اند.
گویی ما هنوز راه درازی تا تثبیت پلورالیسم فرهنگی در جامعه داریم که در آن وحدت و یکپارچگی فرهنگی را در ضمن به رسمیت شناختن این منابع متکثر فرهنگی جست و جو کنیم نه حذف یا تضعیف برخی از آنها ("وحدت در عین کثرت")

دو – مداخلات قدرتهای سیاسی وقت در برکشیدن یک فرهنگ و بی اعتنایی به دو فرهنگ دیگر (ایران گرایی دوره پهلوی یا اسلام گرایی دوره جمهوری اسلامی) غالباً به بروز واکنش های افراطی و پیچیده تر شدن این وضعیت منتهی شده و حل این مشکل را به تاخیر انداخته است.
بنابراین از این نقطه نظر فرق نمی کند که در آینده چه حکومتی (و با چه دیدگاهی در مورد فرهنگ) بر سر کار باشد، زیرا تا زمانی که "مسئله فرهنگ" در سطح جامعه و پدیدآورندگان فرهنگی و مردم به حل خود نزدیک نشود (مثلاً رسیدن به توازنی مطلوب و معقول میان منابع متکثر فرهنگی، به نحوی که مورد قبول مردم و مورد اجماع نخبگان باشد)، دخالتهای قدرتهای سیاسی در امر فرهنگ موجب وخامت بیشتر اوضاع فرهنگی و به تاخیر افتادن بیشتر زمان رسیدن به حل این معضله اساسی منتهی خواهد شد.
پایدار باشید