🔹 «کارکرد» ها و «کژکارکرد» های محبوبیت خاتمی!.. مهران صولتی

🔹 " کارکرد " ها و " کژکارکرد " های محبوبیت خاتمی!

@solati_mehran

✍ مهران صولتی

🌱محمد خاتمی چند سالی است که به یک پدیده تبدیل شده است. پدیده ای که در آستانه هر انتخابات از راه می رسد و با" تکرار می کنم" های خود، پیروزی ائتلاف اصلاحات- اعتدال را در فضای رقابت های سیاسی کشور رقم می زند. در این میان مردم هم با یادآوری دوران خاطره انگیز ریاست جمهوری اش که یادآور عزت، کرامت و گفتگو بود به او اقبال کرده و به لیست پیشنهادی او رای می دهند. در این میان اعلام و اعمال محدودیت های گاه و بی گاه بر اقدامات سیاسی- فرهنگی خاتمی هم به حساسیت ها حول نام و شخصیت او افزوده است. اگر چه اصولگرایان عزم آن را داشتند که از تاثیرگذاری او بکاهند ولی در عمل به افزایش کم سابقه محبوبیت و نفوذ او کمک کرده اند. اما اینها همه تنها یک روی سکه است! اگر بپذیریم که حمایت خاتمی از لیست امید در سال های اخیر به افزایش بسیج توده ای، نشاط سیاسی، پیروزی اصلاح طلبان و کسب کرسی های ریاست جمهوری، مجلس و شورا انجامیده است، حال می توان این پرسش را مطرح کرد که نتیجه کار تا کنون چقدر رضایت بخش بوده است؟ آیا اصلاح طلبان پیروز در این عرصه ها توانسته اند چشم انداز، برنامه عمل یا نقشه راهی برای تداوم جریان اصلاح طلبی در افق آینده ترسیم نمایند، یا صرفا با بهره گیری از دوپینگی به نام؛ محمد خاتمی تنبلی پیشه کرده و دل به تصدی مسئولیت هایی در دولت و مجلس خوش کرده اند؟ واقعیت این است که گفتمان اصلاحات به شدت از فقدان نهادمندی و روزآمدشدن رنج می برد. مانیفست "نواصلاح طلبی" به جامعه عرضه نشده و محبوبیت خاتمی نتوانسته است ساختارمند شود. هنوز گفتگویی بر سر بنیان های مقوم اصلاحات در جامعه شکل نگرفته و فعالیت اصلاح طلبان صرفا به پیروزی در انتخابات تقلیل یافته است. به بیان دیگر پیروزی در انتخابات هم نه ابزار اصلاحات، بلکه هدف آن تلقی شده است. اینها همان نکاتی است که باید به عنوان کژکارکردهای محبوبیت فزاینده خاتمی برای جامعه و اصلاح طلبان محسوب شود. هم اکنون جامعه ایران به شدت به اصلاحات ساختاری در همه ابعاد نیازمند است. با وجود فراهم بودن منابع طبیعی، انسانی و فیزیکی، چرخ اقتصاد همچنان در گل فرو رفته و از ایجاد جهشی برای اشتغال آفرینی جهت خیل بیکاران عاجز مانده است. از سوی دیگر سقوط سرمایه اجتماعی و رسوخ فساد سیستمی در نظام تصمیم گیری کشور، بر افزایش هزینه تولید اقتصادی، امتناع تولید فکری و بلاموضوع شدن شکوفایی فرهنگی افزوده است. از همین رو برخی به درستی ایران امروز را در آستانه قرار گرفتن در نوعی " فرسایش تمدنی" قلمداد می کنند. در چنین وضعیتی که معادله واقعی " انتخابات برای اصلاحات"، واژگونه شده و به "اصلاحات برای انتخابات" تبدیل شده است، شرکت و پیروزی در انتخابات صرفا می تواند به مثابه نوعی مخدر عمل نماید! از همین رو برای اجتناب از گرفتار آمدن در چنین گردابی باید از خاتمی خواست که محبوبیت شخصی خود را به نهادهای دموکراتیک انتقال داده و به حفظ و انباشت تجربیات اصلاح طلبانه کمک کند. نقطه آغازی برای انتقال اعتماد نمادین" از یک شخص، به اعتماد نهادین" به یک نظم نوبنیاد! تنها در چنین صورتی است که می توان از اتلاف سرمایه ارزشمندی به نام محبوبیت خاتمی جلوگیری کرد!

#کار_کرد
#کژ_کار_کرد
#محمد_خاتمی

@solati_mehran