اولویت با کدام است؟ اصلاح فرد یا اصلاح جامعه؟

اولویت با کدام است ؟ اصلاح فرد یا اصلاح جامعه؟ //پرسش از اولویت فرد یا جامعه برای اصلاح، از پرسش های دیرینه بشری محسوب می شود که همواره ذهن اندیشمندان را به خود مشغول داشته است. البته این پرسش در ابتدا صبغه ای فلسفی داشت ولی با ظهور دو دانش نوپای جامعه شناسی و روان شناسی در قرن نوزدهم بیشتر زمینه اجتماعی - فردی یافت.در روان شناسی بیشتر بر فرد ، اصلاح باورها ، شخصیت و رویه ها ی فردی تاکید می شود ودر شاخه های مختلف آن؛ از پرورش ، عزت نفس ، تقویت قوای روحی و شیوه سازگاری انسان با مواضع متفاوت و متنوع سخن گفته می شود ، در حالی که در جامعه شناسی از جامعه ، ساختار، نقش، پایگاه ، کنش همراه صحبت می شود ، اما در مقوله تقدم اصلاح فرد بر اصلاح جامعه یا به عکس توافق روشنی وجود ندارد. روان شناسان عمدتا اصلاح فرد را شرط ضروری برای اصلاح جامعه تلقی می کنند و معتقدند که پرورش افرادی که سرشار از زندگی معنادار، رضایت و آرامش باشند می تواند در دستیابی به جامعه مطلوب موثر باشد حال آنکه به باور جامعه شناسان همه چیز اجتماعی است و تا جامعه و رابطه خرده نظام های آن از هم افزایی برخوردار نشود و تا کارکردهای هریک از این خرده نظام ها ارتقاء نیابد نمی توان امید به جامعه ای بهتر و افرادی سالم تر داشت. حال پرسش این است که حق با کدام سوی ماجراست؟پرواضح است که نقطه آغاز تغییر در جوامعی مانند ایران نه از آحاد مردم ،بلکه از روشنفکران شروع می شود-مردم در جامعه توده ای مانند خاک رس ؛ سیال و بی شکل از این سو به آن سو می روند و فقط به وسیله ایدئولوژی ها قوام می یابند - روشنفکرانی که حامل تفسیر امروزین از ارزش های عام بشری همچون خرد، آزادی ، عدالت و حقوق بشر بوده و می کوشند آنها را در جامعه منتشر نمایند بنابراین روشنفکران و نه آکادمیسین ها قرار است که منادی تغییر در جامعه باشند و قرار است که تفسیری اجتماعی و نه فردی، از این ارزش ها ارائه نمایند. روشنفکرانی که قرار نیست خود را در حصار تنگ اخلاق فردی گرفتار ساخته و از شیوه های دستیابی به رضایت و آرامش خاطر سخن بگویند(آموزه های ملکیان ) .پس از آن دانشجویان و فرهنگیان به مثابه موزعان دانش چنین آموزه هایی را تا عمق شهرها و روستاها ، تا ژرفای خانه ها و کلاس ها(حقیقی و مجازی ) پیش می برندو شجاعت تغییر را به مردم می آموزند. بنابراین افراد اعم از روشنفکران و دانشجویان به موتور محرکه اصلاح جامعه تبدیل می شوند ( این کجا ؟ و باور به خودسازی در کنج خانه، و سپس آرزوی اصلاح جامعه هم داشتن کجا؟ ).با برانگیخته شدن میل به تغییر در مردم اینک نوبت جامعه است که به این سیگنال واکنش مناسب نشان دهد. جامعه در جهت براوردن مطالبات آشکار شده ی مردم از خود حساسیت کارکردی نشان می دهد و می کوشد تا کارآمدی کلیت سیستم را افزایش دهد( بدیهی است که در غیر این صورت خطر انقلاب ،جنگ داخلی یا انحطاط کشور را تهدید می کند ) . با بهبود کارآیی سیستم و اصلاح برخی رویه های غلط در جهت تحقق شعارهای آزادی ، عدالت و حقوق بشر(که پیش از این توسط احزاب عملیاتی و سیاستگذاری شده است )، اکنون می توان از اصلاح افراد توسط جامعه سخن گفت. ارائه و اجرای برنامه هایی در راستای توسعه پایدار ، بهبود سرمایه اجتماعی ، گشایش سیاسی، رونق اقتصادی و کاهش میزان فساد پذیری سیستم می تواند در تداوم خود به اصلاح فرد ، خود شکوفایی و خودآیینی در او بینجامد . پس چنانکه مشاهده شد اصلاح فرد و جامعه باید در فرآیندی از ارتباط متقابل این دو در نظر گرفته شود که به هیچ عنوان به معنای اولویت و تقدم یکی بر دیگری نمی باشد . @solati_mehran