🔹 جامعه‌ی بی نشان، جامعه‌ی بی نشانه!! 🔹

🔹 جامعه ی بی نشان ، جامعه ی بی نشانه !! 🔹

🌱 مهران صولتی /در روزهای اخیر وقتی به تلاش برخی نویسندگان کانال های تلگرامی توجه می کردم که چگونه نشانی کانال خود را در لابلای مطلب می گنجانند تا مگر توسط مخاطبان حذف نشود دریافتم که به سوی جامعه ای بی نشان سیر می کنیم . جامعه ای که بخش قابل توجهی از آن به دنبال تلاش برای نفی مالکیت دیگران یا بی نشان کردن دستاوردهای دیگران هستند. دانلود غیر مجاز آهنگ ، فیلم ، کتاب های الکترونیکی و سپس به اشتراک گذاشتن آن ها ، خراشیدن و تخریب میراث فرهنگی ، کتمان گذشته قومی و هویتی و ... نمونه هایی از ساخت یک جامعه " بی نشان " است. شاید بگویید عدم وجود کپی رایت ( قانون مالکیت معنوی ) موجب تمامی این آسیب ها است و در صورت وجود ، ما شاهد به رسمیت شناخته شدن مالکیت بر آثار فرهنگی هستیم ، ولی واقعیت این است که ؛ هیچ جامعه ای با قانون گذاری صرف به پیشرفت و توسعه یافتگی نرسیده است ، چرا که قانونی که مبتنی بر اخلاق و تعالی فرهنگی نباشد ، فقط ابزاری محدود کننده است که بعد از مدتی بی اعتبار شده و توسط مردم دور زده می شود.جامعه "بی نشان "، علائم دیگری هم دارد ؛ معماری شهرهای بزرگ آن چنان در مسیر بی هویتی پیش می رود که گویا هیچ گاه تاریخی را پشت سر نداشته است ، اگرچه موزه های بسیاری داریم ولی در انتقال راه گشای میراث فرهنگی خود به نسل های آتی عاجز مانده ایم . روشنفکران ما سنت را به دین ، و دین را نیز به حکومت تقلیل داده و از آن عبور کرده اند ، لذا از پتانسیل بازخوانی سنت در جامعه پرتلاطم امروز غافل مانده اند.غربیان امروزه و به دنبال گذار خردمندانه از توهم حذف و به حاشیه راندن سنت ، به جد در پی خوانش های جدید از افلاطون ، ارسطو و ... در افق مدرنیته هستند تا مگر بتوانند برای بهره برداری از سنت عقلانی خود در گذار به توسعه ای پایدار و متوازن نشان و پشتوانه ای فراهم کنند( از همین رو می توان غرب را سنتی ترین جوامع امروز دنیا تلقی کرد ) . به عکس ایران امروز، مدرن ترین جامعه موجود محسوب می شود چرا که از داشتن یک سنت زاینده محروم مانده و آن را یک سره به کناری نهاده است . توجه به سنت هم در کشور ما عمدتا متاثر از گسترش روند کالایی شدن است. جلوه های سخت افزاری سنت همچون ظروف ، تابلوها ، پارچه ها و ... به مد زمانه تبدیل و زینت بخش خانه ایرانیان شده است ولی نرم افزار آن یعنی اندیشه و فلسفه سنت هم چنان مهجور و دست نیافتنی باقی مانده است .
جامعه ی " بی نشان " ، جامعه ی" بی نشانه " نیز هست. مراجع اخلاقی در روندی فرسایشی از عرصه جامعه حذف می شوند ، نشانه های اجتماعی -سیاسی هویت بخش و انسجام آفرین ( شخصیت های سیاسی ) آماج حملات و تندروی ها قرار گرفته و بی اعتبار می شوند. نشانه های اخلاقی به دنبال هجوم قدرت سیاسی متلاشی و حذف می شوند و جامعه ایران به کویری بایر می ماند که از نشانه ها و تک درخت های راهنما تهی می شود . هر جامعه ای برای زنده ماندن نیاز به " نشان " هایی برای استوار ماندن و از جای نلغزیدن ، و " نشانه " هایی برای حرکت در مسیر صحیح دارد. جامعه ای که فاقد این دو است راهی جز سرگردانی و پریشانی پیش رو ندارد...

Telegram.me/solati_mehran