نقدی بر مقاله «شهر شاد». موضوع طرح شده توسط دکتر صولتی بسیار مهم و ضروری است

نقدی بر مقاله "شهر شاد"
موضوع طرح شده توسط دکتر صولتی بسیار مهم و ضروری است. در این مقاله ایشان تلاش کرده اند تا نشان دهند که شادی یک امر اجتماعی و مشارکتی بوده و در نهایت دلیل شاد نبودن مردم ایران را با گلایه از سرکوبهای اجتماعی سیاسی مطرح نموده اند.
از نظر من نویسنده در این موضوع نتوانسته به عمق موضوع نگاه کرده و تصور میکند که با هیجانهای سیاسی و اجتماعی میتوان ملتی را شاد کرد. به گمان من نویسنده چون علت اصلی اندوه مردم ایران را به دقت بررسی نکرده معلول را به جای علت گرفته است. رشد غمگین شدن مردم ایران لااقل از هفتصد سال پیش شروع شده و همچنان ادامه دارد که البته در چهل سال اخیر شدت بیشتری گرفته است. کما اینکه در شعر رودکی و فردوسی اثری از غم نیست آنچنان که شاعران قرون بعدی غمگنانه شعر سروده اند. دلایل عمده این غمگینی را میتوان در مقولاتی چون عرفان اسلامی، تصوف، حمله مغول، شیعه گری، تاکید بر صواب داشتن گریه و غم، مصیبت های همگانی چون جنگ و زلزله دانست و اما در سالهای اخیر دلایل دیگری نیز مزید بر دلایل قبلی شده اند: از آنجمله اند حکومت شیعی سنت گرا که اساسا بیشترین تاکید را بر فضیلت عزاداری دارد، حجم و گستردگی خبر و رسانه که عمدتا حاوی صحنه های کشتار و جنگ است، تنهایی انسانها، عریان شدن شکاف طبقاتی و البته فقر .
اینها همه دلایلی هستند که نویسنده با نادیده گرفتن آنها مستقیما به سمت معلولها رفته است. حتی در آنجا نیز از دیدن این مساله مهم که یک جامعه ناشاد نمیتواند پرسشگری کرده و اصطلاحا موی دماغ حاکمان نالایق شود غافل مانده است‌. فهم حاکمان از اینکه یک ملت شاد بدترین گزینه برای دیکتاتورها و اولین پایه برای دموکراسی است تاثیر بسزایی در تصمیم گیری آنها خواهد داشت.