‍ 🔹 زمانی برای احساس خطر! 🔹.. مهران صولتی

‍ 🔹 زمانی برای احساس خطر! 🔹

@solati_mehran

✍ مهران صولتی

🌱 برخورد یک شهروند گلپایگانی با علی مطهری و پیامدهای خبری آن می تواند نشانه ای بر وجود برخی تحولات زیرپوستی جامعه باشد که اینک با توجه به فراگیری و آزادی نسبتا مناسب شبکه های اجتماعی خود را آشکار ساخته است. علائمی که اگر جدی تلقی نشوند ممکن است هیچ گاه قابل جبران نباشند.در مقام داوری این مواجهه، کاربران فضای مجازی به سه دسته تقسیم شدند: دو دسته نخست، اندک کسانی بودند که به دلیل همراهی یا مخالفت جناحی با مطهری، رفتار او را قابل قبول یا مردود دانسته و کوشیدند تا از این فرصت برای برکشیدن یا فرو کوفتن او بهره گیرند. به نظرم پیگیری استدلال های این دو دسته صرفا می تواند اتلاف وقت باشد! منازعات جناحی در کشور ما از آنجا که شخص محور و فاقد معیارهای روشن و قابل اجماع است هیچ گاه به سر منزل مقصود نخواهد رسید. اما آنچه می تواند برای جامعه شناسان مهم و نشانه ای از وجود نارسایی های عمیق اجتماعی تلقی شود عبارت از واکنش افراد غیر سیاسی یا اقشار خاکستری جامعه است. همان کسانی که معمولا اصلاح طلبان و اصولگرایان را سروته یک کرباس قلمداد کرده و نهایتا در ساعت های آخر انتخابات مختلف و بر اساس ضرورت انتخاب بین بد و بدتر به یکی از نامزدها رای می دهند. به نظرم واکنش این گروه نسبت به داوری میان علی مطهری و شهروند گلپایگانی، بیشتر معطوف به نکوهش اولی و ستایش دومی بوده است! نشانه ای هشدار گونه نسبت به آنچه در جامعه جریان دارد. این همدلی حاکی از آن است که تا اطلاع ثانوی هر کسی که در قدرت است(حتی علی مطهری که به دلیل صراحت لهجه اش همواره محبوب مردم بوده است) محکوم، و هرکسی که قادر باشد با لحن زننده و حتی بی ربط یکی از مسئولین را به چالش بکشد از حقانیت برخوردار خواهد بود. میشل فوکو زمانی که به معرفی نظریه قدرت خود پرداخت از لزوم قطع سر پادشاه سخن گفت. کنایه ای به این باور عمومی که قدرت صرفا در وجود پادشاه متمرکز است، حال آن که در واقع قدرت در تک تک اعضا و جوارح جامعه حضور دارد. برخی از مبارزان قبل از انقلاب نیز در توصیف تجربه خود و سایر مردم آن دوران می گویند؛" مردم می دانستند که چه نمی خواهند، ولی نمی دانستند که چه می خواهند!". به نظر می رسد که این تجربه اکنون هم در حال تکرار شدن است؛ هر گونه ابراز مخالفت با نظم موجود و کارگزاران آن حتی اگر تند مزاجانه و غیر منطقی باشد تقدس یافته و ستایش می شود، در حالی که هر گونه اظهار نظر کارشناسانه با خوردن انگ حکومتی بودن به حاشیه رانده می شود. نشانه ای جدی از بی اعتمادی عمومی و افزایش شکاف دولت- ملت در روزگاری که ناشنوایی سیستماتیک به ویژگی نخست حکومت تبدیل شده است. روشن است که با چشم اندازی این چنین تیره از افول سرمایه اجتماعی و بیگانگی سیاسی امکان انجام حداقل های توسعه یافتگی نیز میسر نخواهد بود. همچنین به دلیل تقدس یافتن مخالفت های مردمی امکان نقد جامعه به موازات نقد حکومت امکان پذیر نبوده و ضریب تکرار اشتباهات ملی افزایش می یابد. ملتی که نتواند با نقد عالمانه تحولات دوران ساز مشروطه، نهضت ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی، سهم عناصر مختلف آن را برشمرده و از این رویدادها درس آموزی کند بسیار محتمل است که همچنان در جا زده و توسعه نیافته باقی بماند. البته شایان ذکر است که حکومت همچنان نقش اصلی در امکان پذیر شدن اصلاحات و گذار از وضعیت کنونی به شرایط مناسب تر را حائز است!

@solati_mehran

#مطهری
#ناشنوایی_سیستماتیک