🔹 رابطه «خشونت» و «اقتصاد» در ایران 🔹.. ✍ مهران صولتی

🔹 رابطه " خشونت " و " اقتصاد " در ایران 🔹

✍ مهران صولتی

🌱نوربرت الیاس جامعه شناس نامدار آلمانی در کتاب " تنهایی دم مرگ " ، اشاره ای به تاثیر خشونت بر اقتصاد دارد.آنجا که به مقایسه جوامع گذشته و امروزین می پردازد . به گفته الیاس ، جوامع پیشین اقتصادی رفتار نمی کردند چون امورات شان بر پایه غارت گری ، ارعاب و برده داری سامان می یافت و خشونت جنبه ای عام و فراگیر داشت و این امر با دانش اقتصاد که مبتنی بر رفتارهای محاسبه پذیر و قابل پیش بینی است منافات دارد. به عکس جوامع امروزین چون قائل به انحصار خشونت مشروع در دستان دولت می باشند بیشتر می توانند اقتصادی عمل کنند و رفتاری پیش بینی پذیر از خود بروز دهند.آموزه ارزشمند الیاس مطابقت بسیار معناداری با وضعیت ایران امروز دارد.

فصل اول :برنامه صلح آمیز هسته ای ایران از آنجا که در چارچوب نظم جهانی امریکا محور نمی گنجید به مثابه رفتاری خشونت آمیز یعنی رفتاری غیرقابل پیش بینی از سوی ایران نسبت به جهان تلقی شد. در پی وضع تحریم های هسته ای که به دنبال تغییر رفتار ایران بودند بخش اقتصادی کشور دچار لطمات جدی شد ( به دلیل وضعیت ناپایدار و غیرقابل پیش بینی کشور سرمایه ها از بخش تولید و حتی کشور خارج شدند ) . وجود برخی اقدامات مغایر با عرف دیپلماتیک همچون حمله به سفارت انگلیس هم بر تصور افزایش رفتار خشونت آمیز در کشور افزود.چنین اقدامی موجب بی اعتباری هرچه بیشتر دولت به عنوان تنها مرجع اجرای خشونت مشروع در کشور گردید ( دولتی که نمی تواند امنیت یک مکان دیپلماتیک را تضمین کند چگونه می تواند در جهان مورد اعتماد سرمایه گذاران قرار گیرد ؟ ). البته در این میان وجود رفتارهای غیر قابل پیش بینی رییس دولت نهم در سطح جهانی (طرح هولوکاست ، کاغذپاره خوانده قطعنامه ها و ...) هم بر عمق سردرگمی تحلیل ها در مورد آینده ایران نزد افکار عمومی جهان می افزود.

فصل دوم : با حضور مدنی مردم در انتخابات 92 فصل جدیدی از حیات سیاسی در ایران رقم خورد .افزایش تحریم ها موجب پریشانی فکری مردم شده بود چرا که حوادث آینده قابل پیش بینی نبود . بنابراین رای به دولت روحانی ، رای به دولتی تلقی می شد که قواعد دیپلماتیک حاکم بر جهان را می شناسد و از تعامل سازنده و غیر خشونت آمیز با سایر کشورها سخن می گوید .شاید "برجام " به معنای حرکت کشور به سوی نمایش پذیرش قواعد جهانی ، پذیرفته شدن حق ایران در غنی سازی اورانیوم از سوی قدرت های جهانی ، برداشته شدن تحریم ها و ... را بتوان اوج حرکت ایران به سوی رفتاری محاسبه پذیر در سطح جهانی دانست . رفتاری که لازمه رونق اقتصادی می باشد( اقتصاددانان سرمایه را گریزپاتر از آهو و ترسوتر از خرگوش می دانند).در داخل هم دولت می کوشد تا با ایجاد ثبات در بازار ، میزان تنش ها و ریسک های اقتصادی را در جهت جذب سرمایه های داخلی و خارجی کاهش داده و به سوی رونق اقتصادی پیش رود.

فصل پایانی : ایران امروز را می توان سرزمین تبدیل فرصت های بزرگ به تهدیدهای بزرگ نامید. ما ملتی هستیم که دو سال با صرف هزینه های بسیار به توافقی تاریخی با غرب (برجام) دست می یابیم و تصویری صلح طلب از ایران به جهانیان عرضه می کنیم ولی در اقدامی عجیب و با تسخیر سفارت عربستان همه دستاوردهای مان را بر باد می دهیم ! ما ملتی هستیم که به زحمت و از مسیر برگزاری انتخاباتی قابل قبول ؛ دولتی مشروع و قانونی ( مجری انحصاری خشونت مشروع را بر سر کار می آوریم ولی اقتدار آن را بر سر موضوعاتی مانند برگزاری کنسرت ها با چالش جدی نزد جهان روبرو می کنیم ( جهان حق دارد که بپرسد دولتی که توان حفاظت از یک کنسرت را ندارد چگونه می تواند از سرمایه ها و قراردادهای ما محافظت کند ؟ ). اینها و بیش از اینها ، همان پرسش های بی پاسخ روزگار ماست...

Telegram.me/solati_mehran