گفتا. به دلربایی، ما را چگونه دیدی؟. گفتم

گفتا. به دلربایی، ما را چگونه دیدی؟. گفتم

گفتا
به دلربایی، ما را چگونه دیدی؟
گفتم
چو خرمنی گل، در بزمِ دلربایی
***

اخلاق مهندسى، مثل چوبى است كه دونده هاى مسابقه دو امدادى در دست دارند؛ يكى به ديگرى مى رساندش، و آن ديگرى مى دوَد تا برساند به بعدى.

بخشى از مهندسى، يعنى فهم فرمولها، معادلات پايه و توان حل مسأله؛ ولى بخشى ديگر، نحوه تعامل مهندس است با جامعه ى پيرامون. ويژگى امثال على اكبر معين فر و مهدى قاليبافيان، نحوه تعاملشان بود با نسلِ جديد مهندسين.

كارگاهِ توليد مهندس برپاست! و هر سال عده اى به اين وادى وارد مى شوند. يك رويكرد اين است كه به مهندسِ جوان بگوئيم: تو فعلا حرف نزن! تا
Mature
نشده اى سكوت كن. دهان ببند.
يك رويكرد هم، مانند اين بزرگواران است، به مهندس جوان مى گويند: سخن بگو! اما قطب نماىِ نظمِ ذهنى ات را پيوسته نگاه كن.

يكسال گذشت. جايت خالى است ذهن زيبا.
🍁🍂

https://t.me/solseghalam/1239