[«سونامی ژاپن و آیت اله هاشمی رفسنجانی» ادامه یادداشت از بالا ☝️]

[«سونامی ژاپن و آیت اله هاشمی رفسنجانی» ادامه یادداشت از بالا ☝️]

در ژاپن که ارتش و سپاه با آن مفهوم ذهنی ما نیست، الان منطقه دست کیست؟ «مدیریت اولیۀ بحران» و بعد از آن ، «بازسازی نهاییِ» این همه شهرِ ویران شده با کیست؟ ارتش چطور حضور دارد در این منطقه؟
🔷سوال پنج- نحوه شکستن دیوار بتنی مقابل نیروگاه فوکوشیما برایم محل سوال است. شما در تصاویر نشان دادید که بخشی از دیوارِ مقابل فرودگاه سندای بتنی بود . من خاطرم هست که در سدسازی، مهندسان هیدرولیک می گفتند عبور آب از روی سرریز بتنی باعث کنده شدن قطعات بتن می شود و برای همین شیارهایی در سطح سرریز سد ایجاد می کردند. سدسازها به آن می گفتند کاویتاسیون. آیا در این سونامی هم همین اتفاق رخ داده؟

از میانِ این پنج سوال، فقط امکان پاسخ دادن به سوال پنجم را داشتم و توضیح دادم که کاویتاسیون پدیده ای است که در سرعت هایِ بالا به وقوع می پیوندد و باعثِ ایجادِ خرابی و ایجاد حفره در سرریز سدها می شود ولی در دیوارهایِ مقابل نیروگاه فوکوشیما و فرودگاه سندای، "ضربۀ آب" باعث شکستن دیوار شده و عبور آب از رویِ دیوار با سرعت زیاد نبوده. مضافاً که ارتفاع دیوار هم کوتاه تر از امواج سونامی بوده .
آیت اله رفسنجانی گفتند: شما که به ژاپن برمی گردید لطفاً روی این سوالها کار کنید و از اساتید ژاپنی جویا شوید و اگر امکانش شد گزارشی برای من هم بفرستید استفاده خواهم کرد.

انتظار سوالات دقیق از ایشان را داشتم امّا این نه این دست سوالات را. به زلزله و سونامی ژاپن از وجوه مختلف "فکر" کرده بودند و مشخص بود تمام گزارش های تلویزیون را دقیق دیده اند. در بیرون دفتر در خیابان ولی عصر دقایقی قدم زدم. با خود فکر می کردم که ایشان دقیقا هم سن و سال پدربزرگم هستند و گویی تو دو ساعتی کنار پدربزرگ بنشینی، گزارشی به ایشان بدهی و در برابر چنین سوالاتی قرار بگیری.
🔷 چند روز پس از بازگشت به ژاپن با راهنمایی و کمک دکتر میاموتو و دکتر جوان به بازدید میدانی از فوکوشیما و سندای رفتم و حدود یک هفته در منطقه بودم برای درک بهتر این رویداد بزرگ. حاصل بازدید شد چندهزار تصویر و عکس از جزئیات آنچه که در منطقۀ شمال شرق ژاپن رخ داده بود. گزارش این بازدید کتابچه ای صد صفحه ای شد که نسخه ای از آن به دفتر آقای رفسنجانی رسانده شد.

🔷سه ماه بعد از سونامی برای شرکت در سمیناری در دانشگاه تهران و سازمان مدیریت بحران شهرداری تهران، در خردادماه 1390 به ایران آمدم. به دفتر آیت اله اطلاع داده شد که در خصوص گزارشِ ارسالی، چنانچه سوالی باشد برای پاسخگویی در تهران حضور دارم. به فاصله کوتاهی اطلاع داده شد که آقای هاشمی می خواهند در مورد گزارش زلزله و سونامی گفتگو کنند.

🔷برای این دیدار هم فایل پرزنته ای تهیه شده بود . اسلاید دوم مرور «خلاصۀ اطلاعات زلزله» بود.اما این بار (برخلاف نوبت قبل) ایشان کلام را قطع کردند و گفتند : اینجا نوشته شده تعداد کشته های زلزله و سونامی بیست هزار نفر. نوبت قبل که شما به اینجا آمدید گفتید تعداد کشته ها بیست و دوهزار نفر است. چطور عددتان دو هزار تن تغییر کرده. علت این تغییر صحبت تان چیست؟! این در خاطر سپردن عدد، از دیدار سه ماه قبل واقعا باعث تعجب بود. توضیح داده شد که مشخصاً اسلایدِ بعد به همین بحث پرداخته است و اشاره شده به اینکه چون بحثِ سونامی مطرح بوده و در منطقه ساحلی به گسترۀ حدود پانصدکلیومتر، تعداد زیادی مفقود وجود داشته، برخی از این مفقودین بعدا مشخص شده کشته نشده اند و برآورد اولیه، کمی خطا داشته است.

در انتهای پرزنته، آقای هاشمی گفتند گزارش را به خانه برده ام و تا حدود صفحه هشتاد خوانده ام. همان جایی که راجع به بوی تعفن در مناطقِ ورود سونامی صحبت شده. شما در گزارش نوشته اید که این بوی بد شدید، ناشی از باقی ماندن اجساد ماهی ها و موجودات دریایی در منطقه شهری و آوارها بوده، ولی سوالم اینجاست که چطور به این رسیده اید. این بوی اجساد کشته شدگان نبوده است؟
در مورد پوشش سبز گیاهی پُشتِ دیوار ساحلی هم مطلبی نوشته اید. آیا بهتر نبود که به جای هزینه کردن برای پوشش گیاهی (درختکاریِ پشت دیوار) ، ارتفاع بتن ریزی را بیشتر می کردند؟ فلسفه ماجرا چه بوده است؟ لطفا روی اقتصاد مهندسی این موضوع بیشتر مطالعه کنید.

🔷 دو ماه بعد از این دیدار برای کنفرانس مدیریت بحران وزارت بهداشت، به اتفاق زلزله شناس ژاپنی ، آقای پروفسور تاکادا به ایران آمدیم تا در خصوص آسیب به بیمارستان ها در جریان زلزله و سونامی صحبت شود. حضور آقای تاکادا در تهران که به اطلاع دفتر آقای رفسنجانی رسانده شد بلافاصله ایشان برای دیدار با زلزله شناس ژاپنی ابراز علاقه کردند.

[ ادامه یادداشت در پائین 👇👇⬇️]
@solseghalam