یادداشت های محمدرضا اسلامی- - - - - - - - -در ادامۀ یادداشت های ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسه الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاری ها، در حد امکان.ارتباط :
سنگین بود و اینقدر گفتند که من گفتم: اصلا من یک فیلم خانوادگی ساختهام. حالا چه میگوئید؟
سنگین بود و اینقدر گفتند که من گفتم : اصلا من یک فیلم خانوادگی ساخته ام . حالا چه می گوئید؟
وقتی که به ایران برگشتم به قدری در مطبوعات به من توپیدند که چرا یک فیلم ارزشمند راجع به فلسطین را خانوادگی خطاب کرده ای؟ چقدر نوشته ها که علیه من به خاطر دفاع بد از فیلمی که خودم ساخته بودم(!) نوشته شد.
۶- سیف اله داد صحبت می کرد و من در ذهن به اواخر سال ۱۳۷۵ رفتم . در یک برنامۀ سخنرانی به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه از "مهدی نصیری" مدیر مسئول نشریه صبح دعوت شده بود . بعد از سخنرانی به اتفاق سیدمهدی طاهری با مهدی نصیری در دفتر انجمن گفتگوی طولانی داشتیم. مهدی نصیری به شدّت انتقاد می کرد از اینکه برخی متدینین جرأت دفاع از ارزشها را ندارند . "...یک کارگردان رفته یک فیلم خوب راجع به فلسطین ساخته ، بعد خودش در مصاحبه ای گفته من فیلم خانوادگی ساخته ام . اینطور می ترسند از دفاع از ارزشها"
برایم ارزشمند بود که بعد از اینهمه زمان پاسخ آن انتقاد مهدی نصیری را، از زبان خود سیف اله داد شنیدم.
۷- ایکاش هنرمندان را فارغ از فضاهای سیاسی و فراتر از آن ببینیم . "روح هنرمند" را باید گوهری حساس و آبگینه ای شفّاف اما آسیب پذیر دید . روحی که نباید طراوت و حسّاسیتش را در میان تندی های سیاست آلود آزُرد....من خود فیلم بازمانده را اواسط سال ۱۳۷۵ و در آمفی تاتر دانشگاه و در میان دوستان دانشجو دیدم . سالن پر بود از سکوت و پر از نگاههایی که روایت استادانه از یک اتفاق را می دیدند .اتفاقی که در تاریخ سینمای ایران دیگر کسی اینگونه با هنرِ فاخر ، شعرِ تلخِ آنرا نسروده .... هرگز هرگز از خاطرم نمی رود لحظات خروج از سالن را که رضا امیری دوست آذربایجانی ام با لهجه آذری و با حرارتش می گفت : " لحظۀ قرائت آیه الکرسی در انتهای فیلم گریه کردم " ... آری آیه الکرسیِ انتهایِ بازمانده قلب را در سینه می لرزاند ...
 نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۸/۰۵/۰۶ساعت ۱۹:۴۰ بعد از ظهر توسط محمدرضا اسلامی | آرشیو نظرات