باز سر ماه شد، نوبت دیوانگی است. آه که سودی نکرد، دانش بسیار من.. باز فروریخت عشق از درو دیوارمن

باز سر ماه شد، نوبت دیوانگی است. آه که سودی نکرد، دانش بسیار من.. باز فروریخت عشق از درو دیوارمن

باز سرِ ماه شد، نوبتِ دیوانگی است
آه که سودی نکرد،دانشِ بسیارِ من

باز فروریخت عشق از درو دیوارمن
باز ببُرید بند اُشتر کین دارِمن

باردگر شیرعشق پنجه خونین گشاد
تشنه خون گشت باز این دل سگسارِمن
#مولوی