یادداشت های محمدرضا اسلامی- - - - - - - - -در ادامۀ یادداشت های ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسه الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاری ها، در حد امکان.ارتباط :
حافظ جان. مى گویند امروز روز بزرگداشت توست!.. مگر مى شود یک روز، روز حافظ باشد؟!
حافظ جان
مى گويند امروز روز بزرگداشت توست!
مگر مى شود يك روز ، روز حافظ باشد؟!
حافظ جان تو سالهاست كه روزها و ايّام و لحظه ها (آنات) را با مايى. هر روز، بيتى، غزلى، كلامى، لُغزى، چيزى از تو را زمزمه مى كنيم يا مى شنويم.
راستى "لغز"! چه انتخاب با نمكى كرده بودى. اين كلمه را برداشتى و كاشتى توى زبان فارسىِ شيرازِ هفتصد سال پيش تا روزگار رساندش و گذاشت كف دست ما !
🔹حافظ جان آيا در تاريخ اين آب و خاك، كسى بيش از تو لغز بارِ زهدفروشان و شبهه خوران كرده است؟
زاهدِ شهر بين كه چون، لقمه ى شُبهه مى خورد/
پارِ دُمش دراز باد، آن حيَوانِ خوش علف
عصباني بودى خداوكيلى ها!
ولى برادر بدان با اينكه روزگار از آن روزى كه تو در كنار ركن آباد و آبِ چشمه ى الله اكبر قدم ميزدى بسيار گذشته، اما همچنان حكايت باقى است و بساط زهدِ ريايى (آنچه از آن متنفر بودى) برقرار است و خواهد بود.
راستى حافظ جان يك گلايه هم از تو داريم.
اين يعني چه كه برداشتى و گفتى "گلعذارى ز گلستان جهان ما را بس"؟ يعنى چه كه ما را بس؟ اين چه نگاهِ حداقلى اى بوده كه تو به بعضى امور زندگى داشته اى؟
مى دانيم كه اهل قناعت بوده اى و آبروى فقر نمى برده اى، و از چشمه ى خورشيد هم تقاضا نمى كرده اى، ولى برادر اين مفهوم قناعت را نمى پسندم. يعنى چه كه "دیر مغان ما را بس"؟ چرا بس؟ يعنى چه كه " حافظ از مشربِ قسمت گله ناانصافیست". اتفاقا ما از مشرب قسمت گله داريم. و تغييرِ قسمت را خواهانيم...
▪️▪️▪️▪️
خب بگذار بيت #امروز مان را هم از ديوانت بشنويم و برويم. خب ديوان را باز كنيم ببينيم چه مى گويد:
...
عجب، اين!
مدّعی گو لغز و نکته به حافظ مفروش/
کِلکِ ما نیز زبانی و بیانی دارد!
▪️▪️▪️▪️
#امروز_با_حافظ
#لغز
#روز_حافظ
@solseghalam