تصور * دارم تصور مى کنم که اگه پسرم هنوز ژاپن بود و عده اى «شهروند» ژاپنى پشت در مدرسه‌اش تجمع مى کردن که «اینهمه بچه غیر ژاپنى چر

تصوّر * دارم تصور مى كنم كه اگه پسرم هنوز ژاپن بود و عده اى "شهروند" ژاپنى پشتِ درِ مدرسه اش تجمع مى كردن كه « اينهمه بچه غيرِ ژاپنى چرا ثبت نام كردين توى اين مدرسه؟ » داشتم تصور مى كردم كه حتى كوچه ها و ساختمان هاى اون مجتمع مسكونى پُرت آيلند برايم رنگ…