مست شوند چشم‌ها از سکرات چشم او. رقص کنان درخت‌ها پیش لطافت صبا

مست شوند چشم‌ها از سکرات چشم او. رقص کنان درخت‌ها پیش لطافت صبا

مست شوند چشم‌ها از سکراتِ چشمِ او
رقص کنان درخت‌ها پیشِ لطافتِ صبا

بلبل، با درختِ گل، گوید چیست در دلت؟
این دم، در میان بِنِه، نیست کسی تویی و ما

گوید تا "تو" با "تو"یی هیچ مدار این طمع...