🔶قلندران حقیقت، به نیم جو نخرند /. قبای اطلس آن کس، که از هنر عاریست

#امروز_با_حافظ

🔶قلندرانِ حقیقت، به نیم جُو نخَرند /
قبایِ اطلسِ آن کس ، که از هنر عاریست

🔹خلاصه ی این بیت اینکه در مسلکِ آزادگی (و قلندری) دوزار (نیم جُو) بها قائل نیستند برای کسی که هزاران مال و منال داره و در اصطلاحِ حافظ «قبایِ اطلس» و جامۀ گرانبها می پوشه، ولی به هنری آراسته نیست.
هنردوستی و به هنر آراسته بودن جزو شروطِ دوست داشته شدن (بها داشتن) در مسلکِ حافظانه هاست. مسلکی که درش «کِردیت» و «دارندگی» مهم نیست، آراستگی ، مهمه.

🔷حرف های درشتی حافظ در این غزل زده و معمولاً به این صراحت حرف نمی زنه. مثلاً این مصراع:

زِهی مراتبِ خوابی، که بِه زِ بیداریست

برای کسانی که اهلِ «مراتب» شماری هستند، برای اهلِ ارتقاءِ پایه (!) ، برای اهل «شمارش» ، تکّه درشتی هست که یکی بیاد و بگه «زهی "مراتبِ" خوابی که بِه زِ بیداریست» ولی خب حافظه دیگه. گاه ابایی از این درشت گویی ها نداره و به سخره میگیره مراتب شماری ها رو:

سحر کرشمه چشمت به خواب می‌دیدم/
زهی مراتبِ خوابی که به ز بیداریست


🔵🔴 و اوجِ این غزل:
همونطور که به صراحت میگه، کردیت و دارندگی و قبایِ اطلس معیار نیست و دوزار (نیم جو) برام مهم نیست، در این شاه بیت میگه برای دوست داشتنِ کسی ، و برایِ «کار و بارِ دلداری» ، سیمای گیرا و چشم برّاق و خال و لبِ سرخ (لعل) کارگر نیست، و به تعبیرِ حافظانه «نکته» باید باشه. هزار نکته ، که باعثِ کار و بارِ دلداری میشه. حافظی که اهلِ دیدن هست ، و توجه ، و در درکِ رنگ و فرم و شکل بسیار دقیقه، اما میگه تعریفِ زیبایی از دیدگاهش «نکته» هست در این «کار و بار»

«جمالِ شخص» ، نه چشم است و زلف و عارض و خال /
هزار نکته در این کار و بارِ دلداریست

https://t.me/solseghalam