دریغا که گفتند بس!.. غالب اشارت به من کردند

دریغا که گفتند بس!

با طایفه دانشمندان در جامعِ دمشق بحثی همی‌کردم که جوانی در آمد و گفت درین میان کسی هست که زبان پارسی بداند؟ غالب اشارت به من کردند. گفتمش خیرست. گفت: پیری صد و پنجاه ساله در حالت نزعست و به زبان عجم چیزی همی‌گوید و مفهوم ما نمیگردد گر به کرم رنجه شوی مزد یابی، باشد که وصیتی همی‌کند. چون به بالینش فراز شدم این میگفت:

دریغا که بر خوانِ اَلوانِ عمر / دمی خورده بودیم و گفتند بس

معانی این سخن را به عربی با شامیان همی‌گفتم و تعجب همی‌کردند از عمر دراز و تاسف او همچنان بر حیات دنیا ...
#سعدی
#گلستان
#صدوپنجاه_ساله #حرص #بس!
* اَلوان: رنگارنگ
@solseghalam