یادداشت های محمدرضا اسلامی- - - - - - - - -در ادامۀ یادداشت های ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسه الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاری ها، در حد امکان.ارتباط :
🔴توجه به جزئیات. (یادداشت مربوط به تصویر بالا👆)
🔴توجه به جزئیات
(یادداشت مربوط به تصویر بالا👆)
🔹با یکی از دوستان صحبت از تولید بود و گفتگو در باب اینکه چرا در برخی سرزمین ها "تولید" شکل می گیرد و در برخی هرگز، کوششِ خورشید و سعی باد و باران (به تعبیر حافظ) ، به محصولی نمی انجامد؟
ایشان دو دلیل بر این أمر ذکر می کرد . اول، توجه مردمانِ اینگونه سرزمین ها به "جزئیات" . مردمانی که به لحاظ ذهنی اهلِ توجه به "کلیات" هستند و «ساده سازی امور»، اساساً چطور می توانند به تولیدِ محصول و کالا [که لازمه اش توجه به "اجزاء" است ] همّت بگمارند؟
دوم، ایشان معتقد بود به سازوکار مناسباتِ انسانی در "شرکت" و "شراکت" .
وقتی در سرزمینی روحیه سازگاری و همکاری، کم باشد، "شرکت" برای تولید محصول سرپا نمی شود. لازمه ی شرکت ، مشارکت در سود و سازگاری هیأت مدیره است. وقتی چهار برادر نمی توانند باهم بسازند[به عنوان مثال البته]، خب بدیهی است سازوکار گرداندن یک بیزینس یا کارگاه را هم نمی توانند شکل دهند.
🔷گفتگو در این بحث ادامه داشت و ایشان معتقد بود که فن [تکنیکِ ماجرا] در جایگاهِ اول، نیست و عدم تولید محصول، پیش و بیش از نداشتنِ "فن آوری" ناشی از ناسازگاری و قدرتِ کمِ ذهن ها در توجه به جزئیات است.
🔷مثال ایشان در این بحث، شرکت های خانوادگی ژاپنی بود و اینکه عمده بنگاههای بزرگ اقتصادی در ژاپن (مثل سومیتومو، پاناسونیک ، تویوتا و ...) شروعِ خانوادگی داشته اند (صد تا صدوپنجاه سال پیش) و همچنان بدون دعوا مرافعه بین هیأت مدیره ، کار می کنند (یا دعواها را بین خودشان جمع و جور می کنند). افرادی که قدرتِ ذهنیِ توجه به اجزاء را داشته اند و «سازگاری» برای همکاری را هم، در خود پرورانده اند.
🔷گفتم در خصوص بحث دوم ، صلاحیت و امکان اظهار نظر ندارم؛ اما در بحث اول می توان با قطعیت گفت که ایرانیان سابقه تاریخی و توانِ ذهنیِ پرداختن به "جزئیات" را داشته اند. بزرگترین شاهدش "نستعلیق" است که اوجِ پرداختن به اجزاء است در ابداع یک خط.
از مینیاتور و هنر فرش و معماری و حتی ادبیات که بگذریم (اینها همه شواهد تاریخی پرداختنِ ذهنی، به اجزاء است) خوشنویسی ایرانی سراسر خلقت و ابداع اجزاء ظریف در هنر نگارش بوده است.
تصویر بالا به عنوان مثالی از هزاران به حضور ایشان ارایه شد. در تحریر حرف "ب" انواع ظرافت و توجه و تناسب (Proportionality) در ایجاد ساختار و شکلِ حرف، بکار گرفته شده است. صد کرشمه ی حُسن از خلاقیت در کار هریک از این اساتید بکار رفته است.
🔷 این سوال گویی هر روز همراه است. هرچند که قطعا مثل سوالات پایه ای دیگر، جوابی آسان و خلاصه را نباید انتظار داشت اما، چرا مردمانِ سرزمین هایی پیوسته درگیرِ خود، و نزاع هایِ بی پایانِ خود، باقی می مانند و در گوشه هایی از این عالم خاک، نقش در نقش و پرده در پرده علم و محصول و محتوا تولید می شود؟
🔷این گفتگو، این ابیات حافظ را به خاطر آورد.
مشخص نیست و ما نمی دانیم که این شکوایه های حافظ از چه بوده . اما می دانیم که حافظ، مرد هنر بوده و ظرافت و درک و توجه
صد هزاران گل شکفت و بانگِ مرغی بر نخاست/
عندلیبان را چه پیش آمد، هَزاران را چه شد؟
لعلی از کانِ مروت برنیامد سالهاست /
تابشِ خورشید و سعیِ باد و باران را چه شد؟
شهرِ یاران بود و خاکِ مهربانان این دیار/
مهربانی کِی سرآمد، شهریاران را چه شد؟
(حافظ علیه الرحمه)
https://telegram.me/solseghalam