شاه با کمونیسم مبارزه می‌کند و نباید تضعیف شود. اختلاف آرای امام خمینی و آیت‌الله حکیم

شاه با کمونیسم مبارزه می‌کند و نباید تضعیف شود
اختلاف آرای امام خمینی و آیت‌الله حکیم

آیت‌الله حکیم با همه ایراداتی که به حکومت پهلوی وارد می‌دانست و با تمام نامه‌های اعتراض‌آمیزی که در مواقع مختلف به دربار می‌نوشت اما با اقدام جهادی و حرکات تند و اعتراضی به حکومت موافق نبود؛ وی به هر روی وجود حکومت شاه را بر نبودش ترجیح می‌داد و در نخستین دیدارش با امام خمینی گفته بود: «ما نمی‌خواهیم شاه ایران را تقدیس کنیم؛ اما می‌گوییم وی بودنش برای پاسداری از شر کمونیسم بهتر است. شاه با کمونیسم مبارزه می‌کند و نباید تضعیف گردد.» در ملاقاتی که میان آیت‌الله حکیم و امام خمینی پنج روز پس از تبعید ایشان به عراق انجام شد تا حد زیادی استدلال‌های دیگر او در جهت نفی حرکات انقلابی علیه حکومت روشن می‌شود؛ دیداری که گفته می‌شود تا حدی شدت و حدت پیدا کرد که کم‌کم داشت به جاهای باریک می‌کشید و به پادرمیانی شیخ نصرالله خلخالی منجر شد. به زعم نویسنده تفاوت منش سیاسی آیت‌الله حکیم با امام خمینی را به وضوح می‌توان در این ملاقات مشاهده کرد. بخشی از سخنان ردوبدل شده میان این دو به شرح زیر است:

«امام خمینی: خوب است برای تغییر آب‌وهوا به ایران بروید و اوضاع آنجا را از نزدیک ببینید و مشاهده کنید که بر این ملت مسلمان چه می‌گذرد...

آیت‌الله حکیم: شما که اینجا هستید، به من لطفی ندارد ایران بروم؛ وانگهی چه می‌شود کرد؟ چه اثری دارد؟

امام: قطعا اثر دارد، ما با همین قیام تصمیمات خطرناک دولت را متوقف کردیم، چطور اثر ندارد؟ اگر علما اتحاد داشته باشند قطعا موثر است.

حکیم: اگر احتمال عقلایی نیز داشته باشد و از طریق عقلایی اقدام شود خوب است.

امام: قطعا تاثیر دارد، چنانچه اثر هم دیدیم و منظور ما از اقدام، اقدام عاقلانه است و اقدام غیرعاقلانه اصلا مورد بحث ما نیست. مقصود اقدام علما و عقلای ملت است.

حکیم: اقدام حاد کنیم مردم از ما تبعیت نمی‌کنند... برای دین سینه ‌چاک نمی‌کنند.

امام: عرض کردم که مردم در پانزده خرداد جوانمردی و صداقت خود را نشان دادند.

حکیم: اگر قیام کنیم و خونی از بینی کسی بریزد، سروصدایی بشود مردم به ما ناسزا می‌گویند و سروصدا راه می‌اندازند.

امام: ما که قیام کردیم از احدی به جز مزید احترام و سلام و دستبوسی ندیدیم و هر که کوتاهی کرد حرف سرد شنید و مورد بی‌ارادتی مردم واقع شد...

حکیم: چه باید کرد بایستی احتمال اثر بدهیم، کشته دادن چه اثر دارد؟

امام: عملیات ضد دینی دو جور است: یکی مثل رضاخان بی‌دینی می‌کرد و ... به شرع نسبت می‌داد... ولی شاه فعلی هر عمل ضد قرآن و مذهب می‌کند می‌گوید از دین است...

حکیم: تاریخ چه فایده‌ای دارد باید اثر داشته باشد.

امام: چطور فایده ندارد؟ مگر قیام حسین‌ بن‌ علی به تاریخ خدمت موثری نکرد؟...

حکیم: راجع به امام حسن چه می‌فرمایید؟ ایشان که قیام نکردند...

امام: اگر امام حسن هم به اندازه شما مرید داشت قیام می‌کرد. در اول امر قیام کرد، دید مریدها فروخته شده‌اند لذا فتح نکرد؛ اما شما در تمام ممالک اسلامی مقلد و مرید دارید.

حکیم: من که نمی‌بینم کسی را داشته باشم که اگر اقدامی کردیم تبعیت نماید.

امام: شما اقدام و قیام نمایید من اولین کسی خواهم بود که از شما تبعیت خواهم کرد!

حکیم: لبخند و سکوت...»

هر چند در طی این گفت‌و‌گوی چالشی نه امام توانست حکیم را به دنبال کردن مشی خویش قانع کند و نه حکیم امکان یافت امام را از مبارزه رودررو با حکومت بازدارد؛ اما همین گفت‌وگوی کوتاه موجب شد که طلاب تا مدت‌ها در حوزه نجف، پیرامون آن به بحث بپردازند و حتی در اثر آن تعدادی تغییر موضع دهند. امام نیز از پس این ملاقات از تلاش مجدد برای جلب نظر آیت‌الله حکیم در جهت مواجهه انقلابی با حکومت دست شست و در تعریضی بر سخنان ایشان در یکی از درس‌های خود گفت: «پیامبر اکرم(ص) تنها بودند و با دست خالی وارد صحنه شدند و مبارزه را شروع کردند و نه تنها در حجاز بلکه به شرق و غرب عالم هم نامه نوشتند؛ پیغمبر برای سران روم، ایران، مصر و حبشه نامه نوشتند. البته فقط رئیس حبشه قبول کرد و بقیه قبول نکردند ولی پیغمبر(ص) کار خودش را کرد و وظیفه خودش را انجام داد.»

فقیهان و انقلاب ایران/یک نسل پس از آیت‌الله‌العظمی بروجردی/سید هادی طباطبایی/ نشر کویر
Channel | @iranoralhistory
Channel | @tarikhonline