همین موهاست. همین قهوه‌ای‌های بلند. که تو روزی آن‌ها را

همین موهاست
همین قهوه‌ای‌های بلند
که تو روزی آن‌ها را
گیس سفید مادرم می‌نامی،
همین صداست
همین آواز جوان
که تو روزی آن را
آوای دور لالائی مادرم می‌خوانی،
همین دست‌هاست
چابک و ظریف
که تو روزی آن‌ها را
دست‌های چروکیده‌ی مادرم می‌گویی،
و سرآخر
همین چشم‌هاست
همین چشم‌ها
این دو سیاهِ نگران
که در ذهن تو تا ابد
همین دو نگران خواهند ماند....


گلاره جمشیدی/ مجموعه‌ی رنگین کمانی بر پیشانی