ای یار کجایی که در آغوش نه‌ای.. امشب بر ما نشسته چون دوش نه‌ای.. ای سرو روان و راحت نفس و روان

ای یار کجایی که در آغوش نه ای

امشب برِ ما نشسته چون دوش نه ای

ای سرو روان و راحتِ نفس و روان

هر چند که غایبی فراموش نه ای

سعدی