شبکه جامعهشناسی علامه 📍 بررسی تحلیلی جامعهشناختی و سیاستگذاری اجتماعی پشتیبانی و ارتباط با ما⬇️ ☑️ @Atu_Sociologier اینستاگرام: 📸 Instagram.com/atu_sociology
ادامه از 🔺🔺
ادامه از 🔺🔺
📍 تا این جا ظاهرا رفتار ریارکانه رفتاری فردی است و چندان مرتبط با ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه نیست. اما اگر نیک بنگریم و کمی تأمل و تعمق بیشتری در این موضوع داشته باشیم در می یابیم که شرایط ساختاری جامعه اعم از ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی موجب بروز و بسط و گسترش چنین رفتاری در جامعه می شوند و در عین حال بدون این که بخواهیم اراده، انتخاب و کنش گری افراد را زیر سئوال برده و نادیده بگیریم. در یک تعریف ساده ساختار چیزی نیست به جز الگوهای رفتاری و کنش گری که دارای دوام و بقای خاصی هم هست. به عبارت دیگر، هرگاه رفتارها و کنش هایی در یک جامعه به الگویی برای دیگران در بیاید و مدتی هم دارای مداومت و بقا باشد تبدیل به الگویی همگانی و عام می شود که این یعنی ساختار. حال توجه کنیم اگر ساختاری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در یک جامعه بر روی رفتار و کنش خاصی آن هم بر اساس اعمال قانون یا در مواردی اعمال زور و اجبار بیش از اندازه تأکید بورزد و بدتر این که دسترسی به هرگونه فرصت ها، موقعیت ها و مزایای اجتماعی را منوط به پیروی از آن الگوی رفتاری و کنش گری خاص نماید، آن وقت است که همگان خود را موظف به هماهنگی و انطباق با چنین شرایطی می کنند ولو این که در ذهن و ضمیرشان چیز دیگری بگذرد و هیچ رضایتی از رفتار و عملی که انجام می دهند هم نداشته باشند. این یعنی بروز و ظهور ریاکاری آن هم در قالب یک ساختار و به صورت ساختاری که حالا به الگویی تمام عیار برای همگان تبدیل شده است. در واقع، اگر شهروندان جامعه علی رغم میل و خواسته باطنی شان هر گونه دسترسی به فرصت ها و مزایای اجتماعی را منوط به پیروی از قواعد و الگوهای ساختاری تجویز شده از جانب ساختارهای سیاسی و اجتماعی بدانند گویی دیگر راه گریزی ندارندو باید که بر اساس این الگوها رفتار کنند و دست به کنش گری بزنند. به عنوان مثال اگر خانم است و علاقه ای به حجاب با چادر و مقنعه ندارد اما برای دست یابی به شغل مورد نظرش باید چنین کند او نیز چنین می کند اما در تنهایی و بیرون از محیط کار دیگر به آن حجاب پایبندی نشان نمی دهد. این رفتار خانم مورد مثال اگر چه از جنس ریاکارانه است و عالمانه و آگاهانه هم دست به چنین کاری می زند اما ریاکاری او ناشی از اجبار و فشار ساختاری است. در واقع و ظاهر امر این گونه است که او بین دو نوع اقدام و عمل گرفتار آمده است یعنی یا داشتن حجاب مورد درخواست سازمان و در عین حال برخورداری از شغل مورد علاقه و یا نداشتن حجاب و از دست دادن شغل. با گفتن چنین بحثی نمی خواهیم بگوییم که فرد مورد نظر هیچ نقشی نداشته و چونان ربات عمل می کند، بلکه بحث اصلی و اساسی این است که ساختار های موجود در تولید و بسط و گسترش ریاکاری نقشی اساسی دارند و با دست خود افراد را به سمت و سوی اعمال ریاکارانه سوق می دهند. ساختارها گویی نمی خواهند بگذارند و اجازه دهند که افراد خود حقیقی و واقعی خودشان را به نمایش بگذارند و آگاهانه یا نا آگاهانه از افراد می خواهند که بود و نمودشان را طور دیگری آشکار کنند و افراد هم فقط نمود خود را به نمایش می گذارند و بود خود را پنهان می کنند، چرا که اگر غیر از این رفتار کنند تمامی فرصت ها و مزایای اجتماعی خود را از دست رفته تلقی می کنند.
پس می بینیم که ساختارهای جامعه چگونه در تولید رفتارهای ریاکارانه نقش ایفا می کنند و اگر این ساختارها دست از چنین عمل و اقدامی بردارند تا حد زیادی شاهد کاهش ریاکاری در جامعه خواهیم بود. ریاکاری های گسترده در جامعه را تنها به سطح فردی تقلیل ندهیم و از تحلیل های ساختاری در این زمینه غفلت نورزیم. در این زمینه باز هم در آینده نزدیک بحث خواهم کرد. از ناقدان و اندیشمندان محترم خواستارم که که در این بحث مهم مشارکت کنند.
🌐جامعهشناسی علامه
@Atu_Sociology