▪️در تاکسی نشسته‌ام. راننده، خوش‌مشرب و جوان است. حدود ۳۰-۳۵ ساله

▪️در تاکسی نشسته‌ام. راننده، خوش‌مشرب و جوان است. حدود 30-35 ساله. مسافر کنار دست‌ش، میان‌سالی است که مدام سرش در گوشی است. گوشی‌اش زنگ می‌خورد. با عصبانیت جواب می‌دهد: "بله! نه! می‌خای چیکار کنی؟ غلط (...)." با عصبانیت قطع می‌کند. راننده نگاه می‌اندازد و می‌گوید:
- بد شده آقا. بد شده. اصن همه چی به هم ریخته. دیگه از گرونی هم گذشته.
مسافر کلافه جواب می‌دهد:
- اولشه. این حالا سکوت قبل ِ طوفانه.

▪️این روزها، مدام و مکرر در جلسات رسمی، در محیط‌های کاری، در جمع‌های دانشگاهی، در تاکسی، گزاره‌هایی شبیه این را می‌‌شنوم. جملاتی که گاهی قالب طنز دارند و گاهی جدی و گاهی با عصبانیت بیان می‌شوند. اما همه در یک نقطه مشترک هستند: انتظار فردایِ نزدیکِ حتمی یک تغییر بزرگ، یک بحران، یک درهم‌ریختگی عظیم.

▪️جامعه‌شناسی به ما می‌آموزد که این تنها اتفاقات بیرونی و نهادها نیستند که ذهن‌ها را می‌سازند و تغییر می‌دهند. بسیاری اوقات برعکس است: این آمادگی جمعی ذهنی یک جامعه است که اتفاقات عظیم بیرونی را شکل می‌دهد. انتظار ِ جمعی ِ فردا، فردا را می‌سازد. اگر امروز در جامعه، بخش قابل توجهی از جامعه - که شاید روز به روز هم بیشتر می‌شود- انتظار ِ یک بحران، یک آشفتگی، یک فروپاشی، یک تغییر عظیم را دارند، شاید نیمی از مسیر این رخداد طی شده‌است.


پ.ن. ای کاش حاکمان جامعه بشنوند و به سوی مردم برگردند.ای کاش حواس شان به این آمادگی جمعی ذهنی باشد. چرا که قبل از همه رفتار های بد دسته جمعی، آمادگی ذهنی آن وجود داشته است.

#رفتار_سازمانی

در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی و تولید با ما همراه باشید 👇👇👇
@HRMCHANNEL