تازه از کانادا آمده بودم …

تازه از کانادا آمده بودم...
یک شرکت بزرگی برای سخنرانی مرا دعوت کرده بود ومدیرعامل و هیئت مدیره نیز حضور داشتند.

شروع کردم به انجامِ یک بازی...
چند دقیقه‌ای گذشت و دیدم هر چه از مدیران می‌پرسم، آن‌ها یواشکی به هیئت مدیره و مدیرعامل نگاه می‌کنند که ببینند آن‌ها چه می‌گویند تا همان را بگویند. چرا؟
چون فکر می‌کنند که هیئت مدیره درباره آن‌ها چه فکری می‌کنند!
ده پانزده دقیقه بیشتر نگذشته بود که از آن‌ها خواستم بایستند...
بعد رو کردم به مدیرعامل و گفتم:
خیلی متأسفم که این خبر را به شما می‌دهم...
اما شما 40 تا مدیر ندارید بلکه 40 تا متملق دارید!

یکی از اعضای هیئت مدیره پرسید: «چطور چنین فکری کردید؟»
گفتم به نظر می‌رسد همه‌ی کسانی که اینجا هستند تمام فکر و ذکرشان این است که تأیید شما را بخرند؛ می‌خواهند بدانند شما چه می‌گویید؟!
گفت: این که طبیعی است!
گفتم: خیر.
یک سازمان باید در پی انجام مأموریت آن سازمان باشد.
این سازمان یک هدف دارد و تک‌تک افراد باید به آن هدف فکر کنند.
آن آقا گفت:
خب مدیرعامل هم به هدف سازمان فکر می‌کند و وقتی این مدیران از مدیرعامل تبعیت کنند، اهداف سازمان پیاده می‌شود.
گفتم:
مدیریت، باید فرق لایق و شایسته‌ای باشد. در حال حاضر مأموریتِ این افراد شده «کسب رضایت مافوق!»

💡یکی از بلاهای سازمانهای اداریِ ما این است که کسبِ رضایتِ مافوق، عاملِ رشد شده است، نه خدمت و نه شایسته‌سالاری!
البته همه جا اینطور نیست.
ولی خیلی جاها اینطور هست...
یعنی کارمندی که وارد سازمانی می‌شود، آدم باهوشی است. او بلافاصله می‌سنجد که چه کار کند که رشد کند. بعد به این نتیجه می‌رسد که صبح تا شب چاپلوسی رئیس را بکند تا دست آخر رئیسش هم یک حالی به او بدهد.
دکتر محمود معظمی


#رفتار_سازمانی
#فرهنگ
#تعارض

در کانال آموزشی مدیریت منابع انسانی و تولید با ما همراه باشید👇👇👇
@HRMCHANNEL