* یکی از معناهای «اشاره» را «بلندکردن آتش» گفته‌اند («اشار النار …»).. ✍ پویا ایمانی …اول

* یکی از معناهای «اشاره» را «بلندکردن آتش» گفته‌اند («اشار النار …»).
پس چند «اشاره»ی فوری به یک بحث
✍ پویا ایمانی


اول. بحث فلسفی از قرن‌ها قبل از «انتخابات» شروع می‌شود و تا قرن‌ها بعدش ادامه می‌یابد. همین‌قدر کند و باواسطه و آناکرونیک. این کار تأمل فلسفی نیست که به شما بگوید در انتخابات شرکت بکنید یا نکنید. نگاه عجول و هیستریکی که همین حالا، همین‌جا، دنبال پاسخ فوری یک‌کلمه‌ای می‌گردد پیش‌فرض‌ ساده‌دلانه‌اش این است که «اکنون» نقطه‌ی گسست معناداری در روند خطی زمان است. این‌همه دنبال پاسخ‌های اضطراری گشتن سر بزنگاه‌هایی که اتفاقاً پرهیبی کم‌رنگ از «بزنگاه» هم نیستند نه بخشی از راه‌حل، که از قضا نشان خود بیماری‌ست. این‌همه این در و آن در زدن دنبال جواب‌های راحت‌الحلقوم و کنسروهای تئوریک ساده‌شده، آن هم هر چند سال یک بار، با این التهاب پوک و سطحی، به هیچ‌جا، مطلقن به هیچ‌جا، نمی‌رسد. نه این‌که نشود بین بد و بدتر انتخاب کرد، نه این‌که به تخت غلامی نشاندن یک رئیس‌جمهور کم‌تر جانی یا کم‌تر فاسد یا کم‌تر ارتدوکس ناممکن باشد، البته که ممکن است، این اتفاقن هدیه‌ی بنجل و ارزان‌خرید حاکم است به رأی‌دهندگان، دقیقن به همین دلیل هم جز تداوم وضعیت اضطراری‌ای که معنا و منطق و رانه‌ی حکومت فعلی‌ست چیزی عاید رأی‌دهندگان نمی‌کند. زمانی آگامبن به تأسی از بنیامین هوش‌مندانه یادآور شده بود که کل دوازده سال حیات ناسیونال‌سوسیالیسم آلمان چیزی نبود جز وضعیت اضطراری جمهوری وایمار … . دیدن کل حیات یک حکومت در پرتو وضعیت اضطراری برای ما درس بزرگی‌ست ولو این‌که حاوی اما-و-اگرهایی باشد. چشم‌هامان را که ریز کنیم و به واقعیت فاجعه‌بار موجود زل بزنیم، همدستی‌ای تکان‌دهنده خودش را به رخ می‌کشد: ما توی تونل حرکت نمی‌کنیم، ما تونل می‌سازیم و پیش می‌رویم ...


@Kajhnegaristan