این کانال در پی احیای نگاه و تفکری انتقادیست. آنهم با خوانشی متفاوت از علوم انسانی منجمله روانکاوی و فلسفه و جامعه شناسی،بلکه راهی برای یک تفکر انتقادی و رادیکال بگشاید. https://t.me/joinchat/AAAAAEPRYscX8s9o8ft-FA ارتباط با ادمین @Rezamajd1
✍ شهیاد ثابت/ روانشناس بالینی …
✍ شهیاد ثابت/ روانشناس بالینی
کژاندیشی که در مورد مدرنیسم صورت گرفت در خصوص روانکاوی فرویدی هم رخ داد. همچنانکه در مورد مدرنیسم به عنوان یک دوره مومیایی شده در تاریخ از آن سخن می گویند و مثلا پست مدرنیسم را به دنبال مدرنیسم مطرح می کنند چون بلحاظ زمانی، خطی بدان می نگرند، در باره روانکاوی هم در بستر تاریخ قرارش داده و نقد می کنند آنرا با لفظ روانشناسی سنتی معرفی می کنند. برخی بدنبال اصطلاح روانکاوی فرویدی از اصطلاح پسافرویدی استفاده می کنند(اصطلاحی که ایگو سایکولوژیست ها بکار می برند) و مقصود آنست که عصر فروید پشت سر گذاشته شده است. این تعبیر از کمبود آگاهی از روند کار فروید ناشی می شود. زحمت مطالعه همه مقالات فروید را که به قلم خودش نوشته شده به خود نمی دهند و از متنهای دست دوم و تفسیر سایرین برای قضاوت در مورد آرای وی بهره می گیرند. البته قضاوت سزارینی ، ویژگی بارز کارکردگرایی آمریکایی است که در این مورد هم عقاید فروید از آن مصون نمانده است.
خوانش های متعددی از متون فروید برمی آید که وقتی بنحوی معوق بدان پرداخته می شود تازه و به روز هستند.گویی با نقطه ای از درون ما پیوند خورده اند. در هر عصری که متون فرویدی خوانده شود تناسب با زمان حال دارد مثل اشعار حافظ که همیشه روزآمد است. هیچ کس نمی گوید حافظ متعلق به قرن هشتم است و حالا هزاره سوم و قرن 21 پس اشعارش دیگر کهنه شده !! زیرا کلام حافظ ورای بردار خطی زمان است. مخاطب روانکاوی فرویدی هم ضمیرناآگاه است . تا وقتی ضمیرناآگاه وجود دارد متون فروید اعتبار دارد. در روانکاوی، گذشته فردی آنالیزان در زمان حال بررسی می شود و انگ گذشته گرایی بدان نمی چسبد. کلام فروید با تجارب درونی و اجتماعی ما همخوان است. درونا آنرا می فهمیم. این نوع ادراکات در ساحت دقیقه و ساعت ، گذشته و خال و آینده نیست. کلام فروید به تازگی ضمیرناآگاه است که زمانمند نیست.
@Kajhnegaristan