❄️ ساده‌اندیشی یا نواندیشی؟

❄️ ساده‌اندیشی یا نواندیشی؟
✍️ #رضا_بابایی | 96/11/1


🔅من سال‌ها گمان می‌کردم که منشأ همۀ اختلاف‌های دین‌شناختی، تفاوت در فهم‌ها است. مثلا تفاوت من و آن قاضی مشهدی که دستور داده است دست دزدی را ببرند، در این است که او این حکم را حکم خدا می‌داند، و من بریدن دست انسان را به چنین جرمی در چنین جامعه‌ای خلاف روح دین و عدالت و انسانیت می‌‌دانم.

🔅چون گمان می‌کردیم که اختلاف مهم و اساسی، در فهم ما از دین است، وقت و نیرو و فرصت‌های ارزنده‌ای را صرف گفت‌وگو و نزاع بر سر مسائل نظری کردیم. اما مدتی است که به این نتیجه رسیده‌ام که اختلاف در دیدگاه‌های دین‌شناختی، کمترین اثر را در رفتارهای ما دارد. مشکل اصلی و بنیادین، در خوی و خصلت و منافع شخصی انسان‌ها است. آن سیستم و آن نظام قضایی و آن ساختار حقوقی که نتیجۀ آن بریدن دست انسانی به جرم دزدیدن گوسفندی باشد، مشکلاتی بسیار بسیار اساسی‌تر از مسئلۀ فهم و قرائت‌های دینی دارد. ممکن است آن قاضی مشهدی، از سر درد دین چنین حکمی داده باشد؛ اما رسیدن چنین شخصی به چنان مسندی، تنها با مکانیسمی ممکن است که در آن دین از انسان هم مظلوم‌تر و معزول‌تر است.

🔅تأثیر فهم‌های مختلف از دین در شکل‌گیری گفتمان‌های دین‌شناختی در میان مردم، پذیرفتنی است؛ اما آنجا که پای قدرت و ثروت در میان است، کمترین تأثیر و عاملیت را در اختلافات، تفاوت فهم‌ها از دین دارد. به عبارت دیگر، الگویی که بتوان با آن برخی اختلافات را تفسیر کرد، تفاوت در فهم‌ها نیست؛ بلکه تفاوت در منافع است. چون بسیاری از رفتارها با هیچ فهمی از دین سازگار نیست؛ اگرچه صاحبان آن رفتارها پشت اختلاف قرائت‌ها از دین سنگر بگیرند. بنابراین اگر کسی بگوید مسئلۀ مختلف بودن قرائت‌ها از دین، هیچ ربطی به برخی تصمیم‌ها و رفتارها ندارد، بلکه نشانی غلطی است که ما را دنبال نخودسیاه می‌فرستد تا مشغول بحث و جدل علمی بشویم، چندان بی‌راه نگفته است. بر پایۀ این دیدگاه، نواندیشی دینی از گفت‌وگو با صاحبان قدرت و ثروت، هیچ سودی نخواهد برد مگر فرسایش نیرو و کاهش سرمایه‌های اندک خود. بله؛ اگر روی سخن با مردم دیندار باشد، راهی به دهی است؛ وگرنه ساده‌اندیشی است نه نواندیشی.

@Kajhnegaristan