این کانال در پی احیای نگاه و تفکری انتقادیست. آنهم با خوانشی متفاوت از علوم انسانی منجمله روانکاوی و فلسفه و جامعه شناسی،بلکه راهی برای یک تفکر انتقادی و رادیکال بگشاید. https://t.me/joinchat/AAAAAEPRYscX8s9o8ft-FA ارتباط با ادمین @Rezamajd1
زخم مقدس؛. ✍ حسام محمدی …هیچ گاه پدر را به زیبایی آن لحظهای ندیده بودم، که تاجی از خار بر سر داشت
زخمِ مقدس؛
✍ حسام محمدی
هیچ گاه پدر را به زیبایی آن لحظه ای ندیده بودم، که تاجی از خار بر سر داشت.. پدر! من آماده مَرگم، سنگینی رنجهایت را به شانههای من بسپار..
در لحظۀ واپسین، مسیح، خدا را به تماشای رنجهایت باز میخواند، سکوت جهان را فرامیگیرد، اما این سکوتِ دهشتناک قرار است زخمهای مسیح را تا ابد تکثیر کند.. "مسیح می رود، اما زخمهایش بر تن ما، جاودانه خواهند شد.."
امریک در خواب و بیداری مسیح را دیده بود، با همان زخمهایی که از این جهانِ محتوم بر تن دارد.. هنوز جایِ میخها را میشد بر دست و پاهای مسیح به وضوح دید، هنوز تیشه های انسان بر تن نحیف خدایگانیاش باقی بود.. مسیح به پیشواز امریک آمده بوده، در دست راستش تاج خاری بود و در دست چپش تاجِ گل، امریک مخیر بود که یکی از آن دو را برگزیند.. او تاج خار را انتخاب کرده بود و مسیح تاج را بر سر امریک آنچنان فشرده بود، که خارها پیشانیاش را زخمی کرده بودند.. امریک زخمها را از مسیح به یادگار گرفته بود، زخمهایی که هیچکس قادر به درکش نبودند و او از عمقِ جان با زخمهایی مسیحگونه تاوانِ آن گناهِ بزرگ را پس میداد..
امریک هر شب وفاداریاش را با چاشنی عذابهای برجا مانده از جسمِ مسیح میل می کرد، او وارث رنجهای الهی بر زمین بود..
@Kajhnegaristan