بسم اللهدانشیار دانشگاه برکلی هستم و حوزه ی تحقیقم واسطه گری مالی، سیاست پولی، اقتصاد کلان، اقتصادسیاسی و تامین مالی مسکن است. به مددش امیدوارم بتوانم در اینجا بلند بلند فکر کنم و بیش از پیش یاد بگیرم.
بایدها و نبایدهای سیاستگذاری در بورس/ کاهش مداخلات قیمتی تنها راهکار حمایت از بورس..۴نفر از امضاکنندگان نامه ۲۵ نفر پژوهشگر مالی و
📌بایدها و نبایدهای سیاستگذاری در بورس/ کاهش مداخلات قیمتی تنها راهکار حمایت از بورس
🔹۴نفر از امضاکنندگان نامه ۲۵ نفر پژوهشگر مالی و اقتصادی، در یادداشتی به تبیین دلایل وضعیت فعلی بورس و بایدها و نبایدهای سیاستگذاری در این شرایط پرداختند. امیر کرمانی، علی مروی، سید علی مدنیزاده و صادق الحسینی در این یادداشت سیاستگذار را از دخالتهای دستوری در بازار بر حذر داشته و کاهش مداخلات قیمتی در بازار محصول را تنها راهکار واقعی حمایت از بورس دانستند.
🔹شاخص کل بورس تهران از ابتدای سال تا ۱۲ شهریور ۲۱۸٪ رشد داشت. در بازه ۱۰ ساله هم رشد شاخص کل ۸۷۰۰٪ بوده است که نشان از یک بازدهی بالا در این بازار دارد. حتی رشد دلاری این بازار در ۱۰ سال اخیر ۲۱۵٪ بوده در حالیکه در همین دوره (تا ۱۲ شهریور۹۹) رشد دلاری بازارهای جایگزین مثل مسکن منفی ۱۱ درصد و بازار طلای جهانی با همه فراز و نشیب آن تنها مثبت ۵۵ درصد بوده است!
🔹عوامل متعددی در این رشد سریع مطرحند اما به اختصار میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
رشد حجم نقدینگی که در این مقطع عمدتا از ناحیه کسری بودجه ایجاد شده بود همیشه موتور بازارهای دارایی در اقتصاد ایران بوده و هست. این رشد در کنار نرخ بهره حقیقی بسیار منفی (نرخ سود منهای تورم) در سالهای ۹۷ و ۹۸ و ۹۹ که در اقتصاد ایران کم نظیر بوده یکی از مهمترین دلایل ایجاد حباب در بازار داراییها محسوب میشود.
🔹از دیگر سو اقدامات درست برای محدود کردن تراکنشهای بانکی (در قالب برنامههای مبارزه با پولشویی و فراتر از آن) هم جلوی بسیاری از اقدامات سفته بازانه در سایر بازارها خصوصا بازار ارز را گرفت و بخش عمدهای از تقاضای سفته بازانه ناشی از دو عامل بالا را به بازار بورس منتقل کرد.
🔹اما ایرادات ساختاری این بازار نظیر درصد شناوری پایین و به اصطلاح کمبود دارایی در بازار بورس سبب شد این حجم تقاضا با عرضهای محدود روبرو شود. در کنار این، وجود مقررات بیش از حد در بورس نظیر دامنه نوسان ۵٪ و حجم مبنا و ... و نیز عدم واکنش به موقع ارکان تنظیمگر بازار سبب شد تا با تشدید ۳ عامل بالا بزرگترین دور خودفزاینده مثبت در دهههای اخیر اقتصاد ایران برای بیش از ۸ ماه در سالهای ۹۸ و ۹۹ در بورس تهران شکل گیرد.
🔹از طرف دیگر، ارزشگذاری پایین تاریخی بورس در دهههای گذشته در ایران نیز میتواند یکی از عوامل رشد اخیر باشد. اما نکتهی اصلی آن است که تنها زمانی میتوان به میزان اهمیت این عامل پی برد که نرخ بهره حقیقی بیش از حد منفی نباشد و مشکل محدودیت شدید عرضهی داراییها نیز از بین برود.
🔹در این دوره هشدارهای متعدد نسبت به افزایش ریسکهای سرمایهگذاری در بازار سهام و احتمال کاهش جدی شاخص داده شد. از جملهی این هشدارها نامهی ۲۵ پژوهشگر مالی و اقتصادی بود.
❌ چه نباید کرد؟
۱. ابعاد بورس ما در حال حاضر بسیار بزرگتر از آن است که در صورتی که قیمت تعادلی سهام شرکتها از قیمت فعلی آنها کمتر باشد بتوان با حمایتهای دستوری و مقطعی برخی بازیگران حقوقی از افت بیشتر آن جلوگیری کرد.
۲. حمایتهای دستوری از سهامهای خاص –علیالخصوص سهامهای شاخص ساز- تنها منجر به تعویق فرآیند اصلاح قیمتهای نسبی سهامها میشود و به زیان کل بازار خواهد بود.
۳. نباید با ایجاد محدودیتهای بیشتر جلوی اصلاح قیمتها را گرفت. هر افزایش محدودیتی مثل افزایش حجم مبنا یا کاهش دامنه نوسان سبب کاهش نقدشوندگی بازار شده، فرآیند فزاینده کاهشی و سقوط را تقویت میکند.
✅چه باید کرد؟
۱. تنها راهکار واقعی حمایت از بورس، کم کردن و کنار گذاشتن مداخلات در قیمت محصول نهایی و در نتیجه افزایش سوددهی شرکتها است.
۲. کاهش محدودیتها بر رشد صندوقهای سبدگردان (و نه درآمد ثابت) و در مقابل منوط شدن هر گونه رشد صندوقهای درآمد ثابت به خرید اوراق قرضهی دولتی. این امر منجر به ایجاد پرتفوی متنوع برای سرمایهگذاران میشود و در نتیجه از رفتارهای هیجانی در بازار میکاهد.
۳. جلوگیری از رانتهای فنی ایجاد شده نظیر سر خطی زدن که سبب میشود عدهای با دسترسیهای خاص بتوانند زودتر از بقیه از بازار منفی خارج شده و فرصتهای برابر بازار را از بین ببرند.
🔸مشروح این یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
www.eghtesadonline.com/n/2MIa
@eghtesadonline