نامه‌ی چهاردهم. آلی جان. نامه نوشتن به تاریخ فرمهای زیادی دارد

نامه‌ی چهاردهم
آلی جان
نامه نوشتن به تاریخ فرمهای زیادی دارد. یعنی تو بگردی تاریخ را فرمهای مختلفی می‌بینی. یکیش همان «سلام امیدوارم حالتان خوب باشد، اگر از احوالات اینجانب پرسیده باشید...» یکیش «تصدقت بشوم. دست‌نوشته‌ات رسید...» هر دوره و تاریخ فرم خاص خودش را دارد. یادم می‌افتد به آن نامه‌ی عاشقانه‌ی قاجاری که به جیب جلیقه‌ای در موزه پیدا شده بود. چند خط قرار عاشقانه‌ی پنهان... یکی هم هست که نیماست. نامه‌هاش فکراند. پشت شعرهاش هستند. روح دارند.
من سالها نامه نوشته‌ام و همیشه از نامه‌هام رونویسی کرده‌ام اما الان دیگر نه، وقتهاست که رونویسی نمی‌کنم. نامه که رفت حرفهام رفته‌اند. همیشه هم به نامه‌هام حرف از چیزی بوده -این را سردار عادتم داد- انگار چیزی را گذاشته‌ام وسط و هی دورش چرخیده‌ام تا بیخ‌اش را درآورم. اینجا هم اگر دقت کنی افتاده‌ام پی خود نامه نوشتن و نامه. حرف خوبی می‌تواند باشد. اینکه بدانیم نامه چه نقشهایی داشته در احوالات آدمی، از نامه‌های شخصی گرفته تا نامه‌های سیاسی، نامه‌های عارفانه‌ای که خودش اثر و رساله‌ای شده، حتا یادم هست که در نمایشنامه‌های میرزآقا تبریزی یک نمایشنامه‌ای بود که در آن زن روسپی‌یی با مردی مکاتبه داشت. وعده و وعیدها همه با نامه بود. نامه‌هایی که این زن مینوشت -اگرچه شخصیت نمایش بود لابد جایی ریشه داشت- خیلی جالب بودند.
یعنی تو میبینی در دوره‌ای از دوره‌های ما ادبیات و شعر و نوشتن چنان رسوخی داشته که نمایشنویس چنان شخصیتی را با آن شأن و جایگاه می‌نشاند به نامه نوشتن آن هم چه نامه‌هایی.
نامه را اول بگیر خبر و ضرورت ِ خبر، بعد رد و بدل فکر و حس و عاطفه مثلن نامه‌های متفکران به هم یا نامه‌های عاشقان -محبوبم خانم...- در این نامه‌ها شکل نامه کالبد و جسد میشود که غیاب دیدار را پر کند گاهی هم می‌شود نامه‌ای که در آن حکم سر میرود. اینها که مینویسم خیلی کلی است اما میشود وقت گذاشت و پی‌شان را گرفت و خیلی چیزها درآورد، مثلن نامه‌ی سربازان به وقت جنگ، نامه‌ی زندانیان... به جز خود نامه پست و پاکت و ارسال و تمبر هم هر کدام حکایتی دارند وَ سفر نامه تا به رسیدن، همین تابِ رسیدن، و این فاصله‌ی تاب و صبر که مشق تحمل بوده، گذشته روزگار صبوری بوده روزگار تحمل. امروز آدمی طاقت و صبر ندارد. همه چیز باید سریع باشد و زود رخ دهد البته به جاهایی چه خوب که اینطور شده اما جایی هم هست که آدمی یادش رفته عمر گاماس گاماس است. ما نفس نفس بزرگ میشویم. با هورمون و کود یکهو قد نمیکشیم و تجربه نمیکنیم که، ذره‌ذره و نفس‌نفس؛ زندگی همین است.
نامه هم این طور بوده نوشته میشده ارسال میشده می‌رسیده گاهی حتا نمیرسیده و گاهی دیر میرسیده است بعد حالا جواب نوشته شود ارسال شود برسد ... در همه‌ی این فرصت دو نفر مدام به هم فکر میکرده‌اند نه حالا تمام وقت اما به کنج و گوشه‌های از ذهن هم بوده‌اند. این بودن بوده که در زندگی آدمیان بوده است. بودی که نفس‌نفس، ذره ذره بزرگ میشده، عاشق میشده، مادر میشده، پدر میشده و راه شدن را طی میکرده است اما امروز همه برای شدن خواب یک شبه میبینند این است که زیاد میریزند زیاد میشکنند زیاد میافتند و گم میشوند؛ گاهی هم البته از شکافی درزی به شدن راه میبرند.
بگذریم حرف سر نامه بود. حرفم این است: نامه تمرین صبر است. مشق تحمل. آدمی و زندگی هم مشق تحمل است آلی جان!
93/7/13
#فریاد_ناصری —-------------باز نشر نامه های آلی @faryad_naseri