گفتم برای شروع روز با هم معنای چند واژه‌ی ساده را از دم دستی‌ترین فرهنگ‌ها مرور کنیم

گفتم برای شروع روز با هم معنای چند واژه‌ی ساده را از دم دستی‌ترین فرهنگ‌ها مرور کنیم. تا به مثال از فرط بداهت و نزدیکی دچار فراموشی نشویم.
نخست واژه باشد مردم.

« مردم »
(مَ دُ) [ په . ] (اِ.) 1 - انسان ، آدمی . 2 - مردمک چشم . ج . مردمان .
[ فرهنگ فارسی معین

واژه‌ی بعدی ملت بود که دوباره خواندمش.


« ملت »
(مِ لَّ) [ ع . ملة ] (اِ.) 1 - کیش ، آیین . 2 - پیروان یک دین . 3 - مردم یک کشور.
[ فرهنگ فارسی معین | واژه یاب ]

بعد جمهوری.

واژه یاب:
« جمهوری »
( ~.) [ ع . ] (اِ.) نوعی از حکومت که رییس آن از سوی مردم کشور برای مدتی محدود برگزیده شود و آن انواع مختلف دارد: جمهوری اسلامی ، جهموری سوسیالیستی ، جمهوری دموکراتیک ، جهموری فدرال و غیره .
[ فرهنگ فارسی معین | واژه یاب ]

وقتی این مدخل را می‌خواندم زیر بعضی کلمات خط کشیدم.

بعد کلماتی چون اعتراض، خیابان، کار و سیاست را هم خواندم.
از همه جالب‌تر این‌ بود که در این فرهنگ‌ها از واژه‌ی سکولار و معناها و برابر نهادهایش خبری نبود.
یعنی این معنی و معنا هنوز وارد فرهنگ‌های ما نشده است. خودی نشده است.
به گمانم بد نباشد امروز را وقت بگذاریم تا بدانیم. سکولار و سکولاریسم چیست؟
این هم یک شروع ساده:
واژه یاب:
« secular »
سکولار، دنیوی، عرفی، غیر روحانی، وابسته بدنیا
[ دیکشنری | واژه یاب ]


@faryad_naseri