⚡️چه نیازی به افتخار آفرینی است؟!.. ✔️علی زمانیان🔻.. 🔹چه نیازی به افتخار آفرینی است؟
⚡️چه نیازی به افتخار آفرینی است؟!
✔️علی زمانیان🔻
🔹چه نیازی به افتخار آفرینی است؟ و هر ملتی به چه چیزی افتخار می کند؟ عامل افتخار و سرفرازی، ربط و نسبت محکمی با ساختار اجتماعی و فرهنگی دارد. ارزش هایی که بدان افتخار می شود از متن و مرکز فرهنگ زاده می شود. از این رو در هر دوره ای از تاریخ و در هر فرهنگ و ساختار اجتماعی، عامل "افتخار" با سایر دوره ها متفاوت بوده است.
سه سنخ جوامع عبارت است از:
🔹1-سنخ اول، جوامعی است که هنوز ارزش های عصر بادیه نشینی و شبانی و نظامات سنتی را بر دوش می کشند. در این جوامع، افتخار به پیشینه ی تاریخی، نژاد، قومیت، زبان، دین و از همه مهمتر، داشتن روحیه ی جنگاوری و سلحشوری، رواج داشته است. ساکنان آن دوره ها، هر گونه مواجه با سایر ملت ها و دولت ها را از دریچه ی این ارزش ها تنظیم می کردند. ایستادن و پایمردی, رخ به رخ شدن و به تعبیر روزمره ی آن، کم نیاوردن، محکم بودن، ارزش والایی دارد. این جوامع در فرهنگ بادیه نشینی و بی اطمینانی و جنگ و پیکار سیر بودند. آن چه برای آنان افتخار آفرین بود، رزم و پیکار، مقاومت و سلحشوری در میدان نبرد با دشمن است. تیپ ایده آل چنین فرهنگی، یک پیکارجوی نترس با روحیه ی سلحشوری و پهلوانی است که چشم در چشم دشمن، بر او می شورد و دشمن را تحقیر می کند و با کلام و رفتارش نشان می دهد که شجاعتی والا دارد تیپ ایده آل این فرهنگ، انسان جنگجو و قهرمان هایی است که آماده ی هر گونه جنگ و جدال است.
🔹2- سنخ دوم، فرهنگ امروزین و مدرن است که از آن ارزش های عصر پیشین بیرون آمده است و افتخارات خود را نه از عناصر سنتی که از میزان پیشرفت و توسعه اش بدست می آورد. امروزه، علم و هنر و تکنولوژی اش را به رخ دیگران می کشد و با این مولفه های مدرن است که بر دیگران سروری می یابد و بدان ها افتخار می کند. اگر عزت و احترام در سنخ اول، با جنگاوری و قدرت نظامی بدست می آید، در فرهنگ مدرن، عزت معنایی مدرن می یابد و از زمین دیگری شکوفه می کند. در گفتمان مدرن عزت، رشد، توسعه، تکنولوژی و علم سبب خودنمایی و افتخار می گردد
.
🔹امروزه از آن افتخارات قبیله گری، از آن افتخار به پیشینیان و به تاریخ و از آن پیکارگری ها دفاع نمی شود. بلکه آن ارزش های سنتی را نقد می کنند. آن جنگ و جدال ها را نتیجه ی خشونت های غیر اخلاقی روحیه بدوی می دانند. ارزش بنیادین در جوامع امروزین، داشتن روحیه ی جنگاوری و پیکار نیست. بلکه مدنیت و توسعه و رشد ارزش یافته است. تیپ ایده آل چنین فرهنگی، انسان معقول و جامعه ی رشد یافته است.
🔹3-سنخ سوم. در دو نوع جوامع پیش گفته، هنوز "دیگری" در دو ناحیه مطرح است اما می توان جوامعی با فرهنگ سنخ سوم را مورد توجه قرار داد که از دوگانه ی عزت و ذلت و یا افتخار و شرمندگی بیرون آمده اند. آنان موضوع عزت و احترام و افتخار را بلاموضع کرده اند. این سخن بدان معنا نیست که ذلت پذیرند، بلکه در زمین دوگانه ی افتخار و ذلت بازی نمی کنند. به سخن دیگر، رویکردشان خلق افتخار و یا گریز از ذلت نیست. زیرا "افتخار"، اساسا در جهت گیری نسبت به دیگران تولید می شود. یعنی "افتخار"، زمانی معنا می یابد که من خودم را در برابر دیگری می بینم و می خواهم به او بگویم که من چنین و یا چنانم. اما اگر دیگری در میان نباشد، افتخار، از بنیان منتفی می شود
🔹در این نوع جوامع (مانند ژاپن)، نه از آن افتخارات سلحشوری جنگجویان سامورایی خبری است و نه بر طبل افتخارات نوین می کوبند. به جای آن ارزش های جنگاوری و یا خود را برای دیگران نمایش دادن و افتخار کردن به خویش، آن چه مهم می شود, تلاش برای بهتر زیستن است. بهسازی زندگی و کاهش رنج و آلام شهروندان. تلاشی بزرگ باری توسعه اما نه برای آن است که این توسعه را به رخ دیگران بکشند و بدان افتخار کنند و یا سبب سلطه بر دیگران شوند بلکه برای آن است که می خواهند آسوده تر و ایمن تر بزیند. از آن خط کشی های دوگانه و تضادهای خصمانه بیرون می آیند و می توانند فرهنگی خلق کنند که دیگر نیازی به افتخار کردن نداشته باشند. "افتخار"، کالایی است که خریدار ندارد بلکه آن چه که مهم می شود کوشش برای ساختن و ابادانی است و تلاش برای آن که مصایب و مشکلات را حل و فصل نمایند تیپ ایده آل این جوامع، شهروند فعال و کوشایی با داشتن روحیه بالا برای کار و تولید است🔺
🔸از سایت نیلوفر
@faryad_naseri