نامهی هفتم. آلی جان!
نامهي هفتم
آلی جان!
حرف دیگری که این روزها آزارم میدهد بانگ و نوای بیکسی است که دوستان در عالم ادبیات و هنر و... سر میدهند که کو بزرگی و کو مرد مردستانی. حرصم میگیرد که نمیخواهند ببیند براهنی را، دولتآبادی را، گلستان را، رویایی را، داریوش شایگان را... قبلن هم نوشتم چشم دیدن بزرگی نیست در میان ما وگرنه کم هم نداریم. بعد هم اگر اتفاقات یکه را کنار بگذاریم همه چیز باید به همه چیز بیاید نمیشود بین مردم با اقتصاد دلالی، پروست ظهور کند که، بعد هم اینها از شاعر و نویسندهشان چیزی میخواهند که در خودشان نمیبییند. نفوذ و تاثیرگذاری بر قدرت سیاسی. آلی جان! آخر به کدام جای تاریخ زور قلم بر قدرت چربیده؟ اینها نمیخواهند شاعر شاعر باشد میخواهند قهرمان سیاسی باشد. اینها نمیخواهند نویسنده نویسنده باشد میخواهند قهرمان جذاب سیاسی باشد غافل از اینکه چه چیزی سیاسیتر از نوشتن در مملکتی که معجزت پیامبرانش همیشه کتاب بوده است.
۹۳/۵/۲۴
#فریاد_ناصری —-------------------باز نشر نامه های آلی @faryad_naseri