اندر باب برخی از «اهل تمیز» و تاختن به سنگر روشنفکری از حصارهای فرهنگستان
اندر باب برخی از «اهل تمیز» و تاختن به سنگر روشنفکری از حصارهای فرهنگستان
یادداشت خانم سایه اقتصادینیا مایهی بحثهای زیادی شده است. تلاش من این است بتوانم از دل این مناقشات لفظی وجدلهای قلمی آن «اصل حرف» را گم نکنم.
اصل حرف از نظر من این است که گویا دو طیف بحث بر سر خود لفظ «روشنفکر» چندان توافقی ندارند و بیش از آنکه بر سر آن و روشن کردن دوبارهاش جد و جهد داشته باشند در آرایشی سیاسی مصادیق و مرزهای یکدیگر را میکوبند.
در این اثنی یادداشتی از آقای «میلاد عظیمی» خواندم ایشان در نقد نقدها نوشته است و بر منتقدان یادداشت خانم اقتصادینیا خرده فراوان گرفته است که پاسخ دادن به تمام نکات آن یادداشت، مجالی دیگر میطلبد.
اما ایشان بر خلاف خانم اقتصادینیا که با آوردن اسم «روشنفکر» بهطور کلی همه را زیر چتر یک نام برده بود. حداقل تلاشی برای ایجاد تمایز داشته است.
آقای عظیمی در یادداشتشان «اندر باب "برخی از روشنفکران"» نوشتهاند و در متن یادداشتشان متذکر شدهاند که قاطبهی طبقهی روشنفکر از همین دست «برخی از روشنفکران»اند.
خود این ادعا نیاز به اثبات دارد.
اما تمام حرف من این است که این دوستان اهل تمیز چرا تلاش دقیقتری برای وضوح بخشیدن به حرفهایشان نمیکنند.
اگر حرفشان نه با بدنهی درستکار روشنفکری است که با آن کسان است که نه روشنفکر که به اشتباه آمدگانند.
اگر هم حرفشان با تمام کار و بار روشنفکری است و از بن با این جماعت درست و نادرست دشمنی و مخالفت دارند که این را هم آشکار بگویند.
وگرنه تلاشی کنند، خودشان هم تلاش نمیکنند چرا دست در انبان داشتهها نمیبرند تا مثلن از برساختهی غلامحسین ساعدی استفاده کنند. آنجا که در مرزبندی بین اصل و بدل، از روشنفکر و شبه روشنفکر استفاده کرد.
این مقدمه را داشته باشید تا بر سر دیگر حرفهای میلاد عظیمی باز گردم.
https://telegram.me/faryad_naseri