از هرطرف که رفتم جز وحشتم نیافزود. زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت.. برای یک دوست و نگرانی اش

از هرطرف كه رفتم جز وحشتم نيافزود
زنهار از اين بيابان وين راه بي نهايت

براي يك دوست و نگراني اش
چون در متني كه جناب شمس آقاجاني منتشر كرده اند به مسايلي اشاره شده كه در آنها صريحا يا تلويحا قصد زير سوال بردن و بدبينانه بهتان بستن به بيش از دوماه تلاش شبانه روزي و مسئوليت خطير انتخاب آثار برگزيده، در ميان است، به عنوان كسي كه دو دوره مسئوليت دشوار داوري در جايزه ي شعر شاملو را بر عهده داشته ام، بيان نكاتي را ضروري مي دانم.
پذيرفتن پيشنهاد داوري شعر ورود به مسيري پر خطر و جنجال آفرين است از آن جهت كه هم بار مسئوليتي تاريخي را بايد كشيد و هم خود را از همه ي تعلقات خاطر و سلايق شخصي عريان كرد؛ و هم آماده قرار گرفتن در مسير بهتان ها و پيشداوري ها شد. مي دانستم كه با قبول اين مسئوليت بار بهتان و تهمت ها را نيز بايد به جان خريد چرا كم نيازموده ايم نفس كشيدن در فضاي مسموم را؛ در فضايي كه ذهنيت ها در قاب توهم و توطئه بسته شده، هركاري مصون از تصوراتي فراتر از چنين ذهنيتي نمي ماند به خصوص كه جديتي هم در آن باشد و عموميتي را هم شامل شود.
معمول است كه در شعر، هركس مي پندارد نفر اول است و كاري كه كرده شاهكاري نامكشوف از ديد بسياران و جاي عجب نيست كه بر اين پندار ديگران را نا اهل بخواند و ورطه و توطئه اي را در كار.
باري ما در چنين تاريخي زيست مي كنيم كه در آن يا بايد منفعل ماند و مريد، تا آرامش بي خاصيتت بماند و يا بايد كوشيد و جنگيد و مقهور و مرعوب نماند و بار مخاطره و سلب و بهتان را بر استخوان كشيد.
اما، باور، تعهد و مسئوليت تاريخي همه ي اينها در گرو نهراسيدن است از دهان هاي باز و مدعيان انگشت به كف كه زبان برمي كشند و چشم مي بندند.
جناب آقاجاني ترديد نداشته باشيد كه هركدام از عزيزان شاعر، قديمي و نوپا، مي توانند بر اين باور باشند كه اگر ديگراني كتابشان را بخوانند ممكن است راي طور ديگري رقم بخورد و چه نيكو كه شما اين ظن را به كلام بدل كرده ايد آنهم در قالب نگراني بي خطرتان نسبت به آيندگان و تاريخ كه خود پوششي براي آن تمناست. ترديدي در اين نيست كه مي توان با پناه گرفتن در قالب گمانه زني و نگراني آميخته به بهتان، حتي وضعيت را چنان كه تمنا مي پسندد و مي خواهد، تغيير داد.
شما با تجربه تر از آن هستيد كه از اين مسايل بي خبر باشيد.
اما چه مي توان كرد جز روشنگري و پاسداري از عملكردي كه تعهدش علاوه بر تاريخ، به يكي از متعهدترين و راستين ترين شاعران معاصر و خواست همسر ايشان است كه همواره در نشان دادن تعهد، آموزگار تاريخ مان بوده و هست.
ما چنان كه شايسته است كارمان را عيان كرديم و گفتيم كه هر انتخاب نفي آن ديگري نيست و تنها وقتي در مقام داوري با پذيرفتن تعهدي عميق ايستاده باشيم اين خطر كردن را درمي يابيم. روشن است و گريزناپذير كه پس از هر اعلام نتيجه اي عده اي خود را خسران ديده تصور كنند و عده اي شادمان باشند. شما مي توانيد نگران باشيد، مي توانيد نگران طلب تان باشيد، اما اي كاش اين فراتر از خواسته هاي شخصي براي تاريخ و آيندگان باشد، فراتر از ميل به ديده شدن و اوج را در دستان خود ديدن. واقعيت اين است كه نگراني هاي بزرگتري براي تاريخ و آيندگان بر زمين مانده كه بسياري از مدعيان چشم از آن ها مي پوشند تا خاطر آسوده شان را نيالايند، موقعيت شغلي و رفاهي شان را محفوظ بدارند و خطري بر خود نيافكنند.
#عليرضا_عباسي
@faryad_naseri