فریاد ناصری:. یک. من در نزد مادرم چنانم که یک‌کاسه آب هم نباید به دستم بدهد چرا که با دین نیستم …دو

فریاد ناصری:
یک. من در نزد مادرم چنانم که یک‌کاسه آب هم نباید به دستم بدهد چرا که با دین نیستم.

دو. پیش اندک دوستانم که گپ دارم چنانم که انگار مدافع عقاید ایدئولوژیک نهادهای مذهبی‌ام.

سه.
چند روز پیش فیلمی دیدم از ضجه‌های یک آخوند که فریاد می‌زد مگر من از شما چه می‌خواهم؟ بگذریم از اینکه اگر بر من بر شود بسیار چیزها خواهان است اما چگونه شد که مردم ایران مؤبد را رها کردند. شاه را هم که سالها پیش از خانه بیرون راندند.

چهار.
کسی در یکی از این گروه‌ها دست‌چینی از آیات کتاب حکیم گذاشته بود با برگردان‌هایی جهت‌دهی شده، دستکاری شده که می‌شد با اندکی تامل و گشتن دید که از بین برگردان‌ها هیچ‌کدام‌شان آن‌طور نیست.
بعد زیرش نوشته بود ببینید این است کتاب مسلمان‌ها که دعوت به مرگ و خون‌ریزی می‌کند.
در دشمنی هم انصاف باید داشت. همه و هر کس حق زیست و حیات دارند و آزادی بیان، جامعه باید نهاد دولتی برنهد که حافظ همین آزادی باشد و اجازه ندهد دشمن آزادی حاکم شود هر چند او هم حق دارد داد سخن بدهد و بگوید و بیندیشد که چرا دشمن آزادی است.

پنج.
بعضی‌ها فکر می‌کنند پنبه‌ی دین و دولت را می‌شود یک شبه زد. زهی خیال باطل. به قول امین قضایی این‌ها در بهترین حالت «مسلمان کافر شده‌اند». پس بهتر است به‌جای این برخوردهای سطحی قرآن فلان‌جایش اشتباه است و محمد فلان است و این‌ چیزها. با درون حرف مواجه شویم و تکلیفمان را روشن کنیم. روشن کردن تکلیف هم هزار شکل دارد که برآیندش می‌شود شکل رابطه‌ی جامعه با دین.


ششم.
مطمئنم کسانی پیدا می‌شوند که به طعنه بگویند این «دین‌خویی» است اما بگذار بگویند، باور من این است که در کنار میز حقوق اجتماعی دین‌ها و دین‌داران هم حقی و حقوقی دارند.
https://telegram.me/faryad_naseri