اگر زبان ناخودآگاه ماست و شعر و داستان قریبترین راهها و روزنها به آن
http://tananegi.blogfa.com/post-132.aspx
اگر زبان ناخودآگاه ماست و شعر و داستان قریبترین راهها و روزنها به آن. میشود پرسید: چرا ناخودآگاه ما اینقدر تاریک و ویران و پر از تلخی است؟ این شعرها و قصهها و داستانها که از حزنی مالامال صاحب دانشی تاریک شدهاند نه مگر خبر از ناخودآگاه تاریک ما دارند؟
میشود ظن دیگری هم داشت که اینها فریباند که ما به باور تلخی و ویرانی و شکست برسیم یعنی درست که نگاه میکنی میبینی بهترین آرزومندان، تلخترین قصهها را به ارث گذاشتهاند. آرزومندان آزادی و شادی و آواز، تاریکترین سرودها را به ارث گذاشتهاند. هر قصه و داستان و شعر فارسی را که میگشایی: سوگوارانند. دو راه بیش نداریم یا آن اعماق دور و نزدیک ما پر از تاریکی است یا از یکجایی آوازدانان ما را، خواب و طلسم گرفته و بر ما آوازهای جادوی تاریک خواندهاند.