سومین یادداشت از خواندن «تراجم الاعاجم».. در سورهی الیل و سوره الشمس چند نکته نظرم را جلب کرد
سومین یادداشت از خواندن «تراجم الاعاجم»
در سورهی الیل و سوره الشمس چند نکته نظرم را جلب کرد. یکی معنای وجه که صورت و رضا آورده شده است. بعد دیدم ما در كنایات خودمان معنای رضا را به شکلهایی به کار میبریم. به کاری روی آوردن و به سمتی و چیزی رو کردن یا روی گردان شدن و رو گرفتن از چیزی، در خود معنای رضا داشتن هم دارد. رضایتی که به میل و تمنا میرسد.
نکتهی بعدی قاطعیت یک چیز بود برای رساندن معنای چند واژه. تن برای نفس و جسم و جسد و بدن. همانطور که آشکار است امروزه این کلمات هالهها و تفاوتهای معنایی زیادی دارند در حالی که ذکر تن برای همهی این واژهها بیانگر فهم مادی ما در وقتهای گذشته است.
نکتهی بعدی فهم عام ما از واژهی بعث و بعثت است که البته دربارهاش با دقت بیشتری باید سخن گفت. یا به قول عزیزی فهم استعاری ما از این واژه عام شده است، یعنی برگزیده شدن.
در حالی که در سورهی شمس الانبعاث، برخاستن آورده شده است.
پینوشت: جواد نوری عزیز متذکر شد که در قرآن فعل بعثت و برانگیخته شدن برای کلاغ هم به کار رفته است.
بعث یعنی برانگیختگی و بعثت یعنی برانگیخته شدن توسط کسی، یعنی کسی چیزی را به کاری برانگیخته کند
وفعل عام نیز هست، در قرآن کلاغ نیز برای امری مبعوث شده است،
فبعث الله غراب لیبحث فی الارض لیریه کیف یواری سواه اخیه قال یا ویلتاه اعجزت و ان اکون مثل هذا الغراب....
@faryad_naseri