چهارمین یادداشت از «تراجم الاعاجم». در یادداشت پیشین حرف بیشتر بر سر بعث و بعثت رفت

چهارمین یادداشت از «تراجم الاعاجم»
در یادداشت پیشین حرف بیشتر بر سر بعث و بعثت رفت. این یادداشت را هم با همین واژه می‌آغازیم.
در سوره‌ی مطففین مینه‌ی بعث، برانگیختن و فرستادن آورده شده است.

کمی هم شاعرانه برویم. کُنُوس را «در جایگاه شدن آهو» نوشته است،
الكُنَّسُ و الخُنَّسُ را ستارگان متحیر؛ باید که این دو، ستارگان ویژه‌ای باشند. (باید بگردم و بجورم. دوستی اگر داناست. زحمت گشتن ما را کم کند)

یکی دو‌ هم کلمه باید در یادداشتهای پیشین می‌آوردم و فراموش کرده‌ام. مثلن دنیا که زن نزدیکتر فهم شده و ما در فرهنگهای دم دست زن بسیار نزدیکی کننده هم برایش داریم.

و در آخر السفر با تشدید سین و سکون فاء و راء با پیش که سین با زبر (السَّفر) نوشتن است و با زیر (السِّفر) نامه، سافر هم نویسنده است.

@faryad_naseri