بنابراین، اجزای شعر نیز مانند اجزای خطابه، بر دو قسم است: عمود و اعوان
#صناعت
بنابراین، اجزای شعر نیز مانند اجزای خطابه، بر دو قسم است: عمود و اعوان.
آری، سخنی که وزن و قافیه دارد، در صورتی که مشتمل بر تصویرگری و خیالپردازی نباشد، نزد منطقدانان شعر بهشمار نمیرود. و لذا نباید سخنان منظومی که مثلاً در باب مسائل علمی یا تاریخ صرف، سروده شده، شعر نامید، اگرچه در صورت شبیه آن است. و گاهی نزد عرب، نمایان، شعر نامیده میشود. @faryad_naseri
شایان توجه است که ما وقتی میگوییم وزن و قافیه در شعر معتبر است، مقصودمان خصوص آنچه نزد عرب در این موارد معمول است و در علم عروض و قافیه بیان میشود، نیست؛ بلکه هر چه را وزن و آهنگ دارد و بر دل مینشیند، شامل میگردد؛ ولو مانند ترکیببند و کلامی که قافیههای مکرر دارد، باشد، مانند موشحات و رباعیات.
شعر نو که در این عصر مطرح شده است، نیز "شعر" بهشمار میرود، اما به معنای عام آن که به عقیدهی برخی مورد نظر منطقدانان یونان بوده است. ولی در واقع این نوع از اجزا کلام یکی از اجزا و ارکان شعر را فاقد است.
انصاف آن است که فروگذاری وزن و قافیه ارزش شعری سخن را میکاهد، و تاثیر تخیلی آن در نفوس را اندک میسازد، اگرچه در صورتی که قضایای آن تخیلی باشد، میتوان آن را شعر نامید.
#بخش_سوم
#منطق_مظفر
@faryad_naseri