#صناعت روشن است که شعر موزون و قافیه‌دار تاثیری در نفوس می گذارد که هرگز نثر چنان تاثیری ندارد؛ خو

#صناعت
روشن است که شعر موزون و قافیه‌دار تاثیری در نفوس می گذارد که هرگز نثر چنان تاثیری ندارد؛ خواه این تفاوت میان نظم و نثر به‌واسطه عادت باشد- بدین نحو که وزن نزد اعراب و ملت‌های مشابه آن مانوس گشته و یک ذوق دوم و غیر طبیعی را در ایشان به‌وجود آورده باشد- یا آن‌که، بنابر نظر صحیح‌تر، به واسطه‌ی تاثر غریزی و طبیعی نفس از وزن و قافیه باشد، همان‌گونه که نفس از موسیقی منظم متاثر می‌شود، بدون هیچ فرقی. عادت هرگز نمی‌تواند غریزه و ذوق جدیدی را در انسان پدید آورد، بلکه تنها می‌تواند آن را تقویت و شکوفا کرده و پرورش دهد. @faryad_naseri
بلکه حتی نثر قافیه‌دار و مزدوج که جملاتش با هم معادل است، با آنکه وزن شعری ندارد، بر دل می‌نشیند، و انسان را تحریک می‌کند، چنانکه در بحث "توابع خطابه" بدان اشاره شد. البته مبالغه‌ی در سجع به گونه‌ای که ساختگی و تکلف‌آمیز باشد-آن‌طور که در قرن‌های اخیر در میان ملل مسلمان رواج یافته- تاثر و روایی را از سخن می‌ستاند.
بنابراین، باید وزن و قافیه از اجزا و مقومات شعر به‌شمار آید، نه از محسنات و توابع آن؛ چرا که آنچه برای منطق‌دان در شعر اهمیت دارد، خیال پردازی است؛ و هر چه تاثیر و تصویرگری آن افزون‌تر باشد، بیشتر مقصود او را برآورده می‌کند. از این‌رو، می‌توان وزن و قافیه را جز "اعوان" به‌شمار آورد، نظیر آنچه در خطابه بیان شد. اما "عمود" همان قضایای مخیله است.
#بخش_دوم
#منطق_مظفر
@faryad_naseri