در بین کانال‌های تلگرامی کانالی هست به نام «نامه‌‌های حوزوی» تقریبن از روزهای خلوتش تا این روزها که رونق رسانه‌ای دارد می‌خوانمش …

در بین کانال‌های تلگرامی کانالی هست به نام «نامه‌‌های حوزوی» تقریبن از روزهای خلوتش تا این روزها که رونق رسانه‌ای دارد می‌خوانمش.

شاید برای‌تان عجیب باشد شبیه آن خانومی که برای جلسه‌ی شعرخوانی‌ام آمد و از ارجاعات و اشارات شعرها و حرف‌های من به دین متعجب شده بود.

اما برای من در نهایت دو‌ نهاد و دو قشر قرار است در ترازوی مقایسه قرار بگیرند. نهادی با نام حوزه و تاریخی طولانی و تمرین‌های مدام حضور و جهت‌دهی و نهادی نمادین برای روشنفکران یعنی دانشگاه البته به‌طور خاص‌تر «کانون نویسندگان».

در کنار تمام تفاوت‌هایی که در بین این دو قشر و‌ گروه هست یک تفاوت مهم سرنوشت‌شان را رقم می‌زند.

نهاد حوزه چه وقتی با قدرت بوده و چه وقتی بی قدرت -منظورم قدرت حاکمه‌ است- به هیچ شکلی کنار نکشیده از عرصه‌ی‌ عمومی اما روشنفکران به هر اتفاقی قهر کرده‌اند.

در نهایت هم بهانه داشته‌اند که ببین این‌ها همه جا هستند. مردم هم درست شدنی نیستند. و با این استدلال عرصه را رها کرده‌اند.

آینده‌ی این ملک هر چه باشد در دلش یک تصمیم بزرگ نهفته است. تصمیمی که با سرنوشت حوزه گره خورده است.
@faryad_naseri